رفتن به محتوای اصلی
سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

اینترنت ملی به صورت کامل اجرایی نشده است

مهندس فرجی پور جانشین قرارگاه پدافند سایبری کشور:

اینترنت ملی به صورت کامل اجرایی نشده است

انقلاب اسلامی ایران، در چهلمین بهار از عمر بابرکت خود به سر می‌برد و به باور کارشناسان، متفاوت‌ترین شرایط را نسبت به سال‌های قبل، پیش روی دارد. تغییر راهبرد غرب در برابر سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران و حضور پررنگ و مؤثر آن‌ها در فضای سایبری، سبب شده است تا تهدیداتی که علیه کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران وجود دارد، دوران متفاوتی را پیش روی ایرانیان قرار بدهند. دشمن طی سال‌های اخیر، تلاش گسترده‌ای را به کار بسته است تا از طریق فضای مجازی و امکانات موجود در آن و با القای جو ناامیدی و یاس در مردم، اهداف خود را به بار نشانده و انقلاب اسلامی ایران را به سمت نابودی ببرد؛ هدفی که به لطف الهی، تاکنون از دستیابی به آن بازمانده است.

 

 

این بار نیز به سراغ مهندس محمدرضا فرجی پور، جانشین قرارگاه پدافند سایبری سازمان پدافند غیرعامل رفتیم تا در مورد چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و رخدادهایی که انقلاب اسلامی ایران در این برهه از تاریخ و در فضای سایبری با آن روبروست، صحبت کنیم.

 

 

-        

ضمن عرض سلام خدمت شما، به‌عنوان اولین مطلب باید یادآور شوم که طی سال‌های اخیر، فضای مجازی در کشور ما، رشد بسیار چشم‌گیر و پرسرعتی را تجربه کرده است. همین موضوع سبب شده است تا در نقاطی، فرصت‌های خوبی به دست بیاوریم و بتوانیم از آن‌ها استفاده کنیم و به همین ترتیب، در مواردی نیز تهدیداتی پیش روی انقلاب اسلامی قرار بگیرد. به باور شما، بزرگ‌ترین تهدیداتی که در اثر همین گسترش فضای مجازی، پیش روی ما قرار دارد و به‌موازات آن، بزرگ‌ترین فرصت‌هایی که ما به دست آورده‌ایم چیست؟

 

بنده هم عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دارم. در مورد این سؤال شما، باید عرض کنم که ما همیشه در پذیرش فناوری‌های نوین، با یک تأخیر ذاتی مواجه هستیم و البته زمانی که این فناوری را می‌پذیریم، با سرعت قابل قبولی، با آن تطبیق پیدا می‌کنیم و در آن پیشرفت می‌کنیم. این موضوع، خصوصاً در فناوری اطلاعات و ارتباطات و علوم رایانه، بیشتر از هر چیز دیگری، خود را نمایش می‌دهد و پررنگ‌تر است. همین مسئله را شما در موضوعاتی نظیر پزشکی و بیوالکتریک و غیره نیز مشاهده می‌کنید. ممکن است که ما در پذیرش این فناوری‌ها، کمی دیر عمل کرده باشیم، اما زمانی که آن را می‌پذیریم، به دلیل هوش بالایی که ایرانی‌ها دارند، به‌سرعت در آن پیشرفت می‌کنیم.

 

این دقیقاً همانند وضعیت فردی است که از یک کاروانی عقب‌افتاده است و زمانی که متوجه عقب‌افتادگی خود از کاروان می‌شود، به‌سرعت تلاش کرد و خودش را به ابتدای کاروان می‌رساند. البته مشکلی که با آن مواجه هستیم، این است که بیشتر، فرصت محور به موضوعات ورود داریم و شاید به‌قدر کافی، تهدیدات یک فناوری را در نظر نمی‌گیریم و همین مسئله، ممکن است سبب ورود آسیب‌هایی به ما شود.

 

نکته‌ای که باید دراین‌بین در نظر بگیریم، این است که ما یک کشور ویژه در دنیا هستیم؛ چرا که شعار ویژه‌ای را در سرلوحه کاری خود قرار داده‌ایم و به همین خاطر، دشمنان ویژه‌ای نیز داریم. به علت ویژه بودن صحنه تهدیدات علیه ما، می‌طلبد که صحنه جنگیدن ما نیز صحنه ویژه‌ای باشد و برای دفاع از خود در برابر دشمنان، تمهیدات مناسبی بیندیشیم.

 

البته شاید نتوان به‌عنوان‌مثال خوبی از این موضوع یاد کرد، اما در دنیای ورزش، برخی تیم‌ها وجود دارند که همه تیم‌های دیگر، انگیزه دارند تا به آن‌ها گل بزنند. به‌بیان‌دیگر، همه تیم‌ها برای چنین تیمی، یک تهدید محسوب می‌شوند. در کشور ما هم اوضاع به همین صورت است، کشورهای بسیاری وجود دارند در سراسر دنیا که دوست دارند از هر فرصتی برای ضربه زدن به ما استفاده کنند. ما امروزه شاهد آن هستیم که ائتلاف‌های مختلفی توسط کشورهای جهان، علیه ما شکل می‌گیرد که این موضوع، تهدیدی جدی علیه ما به‌حساب می‌آید.

 

با وجود چنین فضایی، ما قاعدتاً نیاز به آن داریم تا بخشی از توانمان، اعم از دولت و سایر نهادها، صرف شناخت فرصت‌های فناوری‌هایی باشد که پیش روی ما قرار دارد و در کنار آن هم باید گروه یا گروه‌هایی باشند که بنشینند و ببینند که تهدیدات یک فناوری چیست و چگونه باید در برابر آن‌ها ایستادگی کرد. همچنین باید این موضوع بررسی شود که در برابر این تهدیدات، چه آسیب‌پذیری‌ها و نقاط ضعفی داریم که باید تلاش کنیم تا آن‌ها را برطرف نماییم. در حقیقت، باید توسط این گروه، هشدارهایی برای گروه‌های دیگری صادر شود که فقط به جنبه‌های فرصت محور یک فناوری نگاه می‌کنند. درمجموع نیز کل مجموعه دولت و نظام، باید از تلاش‌های هر دو گروه، بهره‌مند شوند و منفعت فعالیت این گروه‌ها، باید به کل کشور برسد.

 

این تفکر، تفکر غلطی است که ما گمان کنیم گروهی که به یک فناوری، تهدید محور نگاه می‌کنند، کار اشتباهی انجام می‌دهند. متأسفانه گهگاه در رسانه‌ها، برخی متخصصین و صاحب‌نظران فضای سایبری، از کسانیکه دیدگاه تهدید محور نسبت به فضای سایبری دارند، انتقاد می‌کنند. این اقدام، کار غلطی است که نباید صورت بپذیرد. در خود جامعه آمریکایی نیز دو تفکر وجود دارد.

 

دسته اول، افرادی هستند که تفکر کاملاً خوش‌بینانه نسبت به فضای سایبری دارند. این دسته از افراد، معتقد هستند که فضای سایبری، فضای بهره‌مندی است و همه‌چیز آن، فرصتی است که در اختیار انسان‌ها قرار دارد. این دسته از افراد، معتقدند به حدی فرصت در این فضا وجود دارد که انسان، هرچقدر هم از آن استفاده کند، باز هم کم است. دسته دوم هم هستند که کاملاً به این فضا بدبین هستند و با نگاه شک‌آلود به همه‌چیز فضای سایبری می نگردند. این دسته از افراد معتقدند که فضای سایبری، کاملاً کشور آن‌ها را آسیب‌پذیر می‌کند؛ اما دیدگاه واقعی که وجود دارد، معتقد است هر دو نظری که تاکنون بیان شد، افراطی است و اجرای هیچ‌کدام از دو نظر مذکور، به صلاح کشور نیست. در واقع، باید تلاش کرد بین این نظر، یک حد وسط را به‌عنوان رویکرد انتخاب کرد و از آن پیروی نمود.

 

در کشور ما، سازمانی همانند سازمان پدافند غیرعامل، معتقد است که باید از فضای سایبری، به‌صورت هوشمندانه استفاده کرد. این بدان معنی است که ما باید ضمن بهره‌مندی از امکانات فضای سایبری، به‌دقت متوجه تهدیدات آن باشیم و از سوی دیگر، تلاش کنیم خودمان را در برابر تهدیدات فضای سایبری، مصون نماییم. این رویکرد، رویکرد خوب و مناسبی است که ما باید در برابر این دست از فناوری‌ها داشته باشیم. البته ممکن است طی سال‌های گذشته، عملکرد ما، متفاوت از این رویکرد بوده باشد که باید اصلاح شود.

 

طی سال‌های گذشته، حضور رایانه‌ها، به شکل امروزی نبود و سامانه‌ها، شیوه‌های متفاوتی داشتند. تجهیزاتی مثل رایانه‌های شخصی، عمر چندانی ندارند و به‌تازگی مهمان‌خانه‌های مردم شدند. اگر سابقه ورود رایانه‌ها و تجهیزات وابسته را به کشور، در حدود سی سال قلمداد کنیم، شتاب رشد فناوری در کشور ما، طی ۵ سال اخیر، به‌شدت بالا بوده است و نمودار آن، تقریباً در حال عمودی شدن است. نکته قابل‌تأمل در این زمینه، این است که در میان تمام تحریم‌هایی که در زمینه‌های مختلف، کشور ما را هدف قرار داده‌اند، تنها عرصه ارتباطات و فناوری اطلاعات است که مورد تحریم قرار نگرفت. ما هم‌اکنون شاهد آن هستیم که هوشمندترین تلفن‌های همراه و پیشرفته‌ترین رایانه‌ها، در اختیار کشور ما قرار دارند؛ چه به‌صورت مستقیم و از بازار و چه به‌صورت غیرمستقیم و از طرق دیگر.

 

این نشان‌دهنده عزم طرف غربی برای سایبری شدن ما و افزایش چشم‌گیر وابستگی ما به فناوری‌های ارتباطاتی و رایانه‌ای است. شاید دلیل این مسئله، این باشد که ازنظر آن‌ها، ما کاربر فناوری‌ها می‌شویم و آن‌ها نیز می‌توانند با اشراف اطلاعاتی پیدا کردن بر ما، از خروجی به‌دست‌آمده از مردم، بهره‌برداری‌های لازم را انجام دهند. البته این موضوع، در حال حاضر نیز در حال انجام است. شما الآن مشاهده می‌کنید که بیگ دیتای ما، به‌راحتی از کشور خارج‌شده و در اختیار دشمن قرار می‌گیرد؛ موضوعی که بارها نیز در مورد آن تذکر داده شده و باید برای جلوگیری از این موضوع، راهکار مناسبی اندیشید.

 

-        

طی سال‌های گذشته، ما با موضوعی مواجه بودیم تحت عنوان اینترنت ملی یا اینترنت بومی یا شاید بتوانم آن را شبکه ملی اطلاعات نیز نامید. با بررسی مشکلات فضای سایبری در کشور، ما متوجه می‌شویم که تقریباً تمام مشکلات موجود در کشور، به نحوی به این شبکه ملی اطلاعات گره می‌خورند. به عقیده شما، چه چیزی سبب شد که شبکه ملی اطلاعات، از آن هدف بلند و بزرگی که برایش تبیین شده بود، عقب بیفتد؟

 

در پاسخ به این سؤال، باید گفت که شبکه ملی اطلاعات، از ابتدای پیدایش، دارای یک مفهوم بود که بعد از مدتی، این مفهوم دچار دگردیسی و تغییر شد. حتی اگر الآن به مصوبات شورای عالی فضای مجازی هم نگاه کنید، متوجه می‌شوید که این مفهوم دگردیسی شده مطرح شد و موردتوجه قرار گرفته است. در ابتدا؛ شبکه ملی اطلاعات، کل فضای مجازی کشور را در برمی‌گرفت. درواقع مدنظر بود که فضای مجازی در کشور ما، به‌عنوان یک شبکه بومی و ملی اطلاعات، تعریف شود و کنترل، نظارت و همه‌چیز دیگر آن، در اختیار خود ما قرار بگیرد. بعدها به دلایل نامعلومی، شبکه ملی اطلاعات، به‌عنوان زیرساخت ارتباطی فضای مجازی کشور معرفی شد که به عقیده بنده، باید به دنبال دلیلی برای این موضوع گشت.

 

اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، متوجه می‌شویم که این دو، مفاهیمی جدا از یکدیگر هستند و مفهوم اول، دامنه بسیار وسیع‌تر و گسترده‌تری نسبت به مفهوم دوم دارد. این موضوع باید موردبررسی دقیق و کارشناسی قرار بگیرد که چرا همچنین چرخشی، در مفهوم روی‌داده است.

 

البته گمان بنده بر این است مسئولین اجرایی کشور، به این نتیجه رسیده‌اند که مفهوم اول در مورد شبکه ملی اطلاعات، بسیار بزرگ و دور از دسترس است و تحقق آن، بسیار زمان‌بر خواهد بود. همین موضوع، سبب شد تا مفهوم اول، به زیرساخت ارتباطی فضای مجازی کشور، تقلیل پیدا کند. در حال حاضر نیز دیدگاه‌های مختلفی در کشور، در مورد شبکه ملی اطلاعات وجود دارد. عده‌ای در وزارت ارتباطات بر این باورند که شبکه ملی اطلاعات، به‌صورت کامل محقق شده است. از سوی دیگر، عده‌ای بیان می‌کنند که تنها چند فاز از این شبکه عظیم راه‌اندازی شده است و هنوز تا راه‌اندازی کامل، گام‌های دیگری باقی مانده است.

 

نکته دیگری که باید به آن اشاره کنم، این است که به اعتقاد بنده، عنوان اینترنت ملی، عنوان درستی برای استفاده نیست. بنده معتقدم که اساساً، اینترنت عنوانی نیست که بتوان آن را ملی کرد. اینترنت، به معنی شبکه‌های به هم متصل است و نمی‌توان هیچ‌وقت، آن را ملی کرد. اگر بخواهیم از واژه ملی برای اینترنت استفاده کنیم، باید بگوییم اینترانت ملی. اینترنت، شبکه‌ای جهانی است که تنها بخشی از آن در کشور ما قرار دارد و ما در حال استفاده از آن هستیم. البته ممکن است در برخی کشورهای دیگر جهان نیز از مفهوم اینترنت ملی استفاده شود، ما باید گفت که آن هم اینترنت ملی نیست و منظور آن کشورها، همان اینترانت ملی است. در تعریف شبکه ملی اطلاعات نیز گفته شده است که این شبکه، زیرساخت شبکه ارتباطی کشور است که بر پایه پروتکل اینترنت بنا شده است.

 

بنده بر این باور هستم که موضوع شبکه ملی اطلاعات، هنوز محقق نشده است چون هنوز بخش‌های مختلفی که در آن تعریف‌شده است، قابل اجرایی شدن نیست. دریکی از تعاریف شبکه ملی اطلاعات آمده است که این شبکه، باید مستقل باشد، اما بر اساس شواهد موجود، اینترانت ما همچین شرایطی ندارد و بنابراین نمی‌توان گفت که این شبکه، در کشور محقق شده است. چنانچه شما به مصوبه جلسه پانزدهم شورای عالی فضای مجازی نگاه کنید که به گمانم در خردادماه سال ۹۲ انجام شد، هم شبکه ملی اطلاعات تعریف شد و هم ویژگی‌های آن در ذیل این تعاریف آمد. شما چنانچه همان ویژگی‌ها را بررسی کرده و به چالش بکشید، متوجه می‌شوید که این ویژگی‌ها، همچنان محقق نشده‌اند.

 

چیزی که الآن به‌عنوان شبکه ملی اطلاعات یاد می‌شود، در اصل یک اتصال و یک ارتباط است که البته برخی مسئولان وزارت ارتباطات هم به این موضوع اذعان دارند؛ اما این همه ماجرا نیست و در شبکه ملی اطلاعات، مفاهیمی نظیر خدمات و محتوا و کاربر نیز تعریف شده است که باید دستیابی به آن‌ها محقق شود. در مورد همان اتصال و ارتباط ایجاد شده نیز باید اعتراف کرد که فیبر نوری این ارتباطات، توسط ما کشیده شده، اما سوئیچ‌های استفاده‌شده دراین‌ارتباط، از منابع خارجی تأمین می‌شود. این سوئیچ‌ها، سوئیچ‌های لایه سوم هستند و ویژگی‌های بخصوصی دارند. این سوئیچ‌ها و سایر ادوات مورداستفاده، هر چند وقت یک‌بار نیاز به این دارند که به‌روزرسانی شده و اعتبارنامه آن‌ها تمدید شود. همین موضوع، به معنای وابستگی است. البته باید تمهیداتی در این زمینه اندیشیده شود که حتی همین وابستگی‌ها نیز حذف شود و این شبکه، یک شبکه بومی شود. بر اساس آماری که بنده در اختیار دارم، بیش از ۶۰ درصد تجهیزاتی که اینترنت را به داخل کشور ما می‌آورند، محصولات آمریکایی بوده و ۴۰ درصد مابقی نیز چینی هستند.

 

-        

اگر از بعد محصولات زیرساختی عبور کنیم، با موضوعی به نام تولید محتوای ایرانی-اسلامی روبرو هستیم. شاید برخی بر این باور باشند که هدف تولید محتوای ایرانی-اسلامی، با موضوع جذب حداکثری همخوانی نداشته باشد. نظر شما در این زمینه چیست؟ آیا می‌توان هم محتوای ایرانی-اسلامی تولید کرد و هم مخاطب حداکثری جذب کرد؟ در ادامه به این سؤال هم پاسخ بدهید که آیا صرفاً سیاست مسدودسازی و فیلترینگ در فضای مجازی، می‌تواند کمکی به رشد محتوای مناسب در این فضا داشته باشد؟

 

البته بنده نسبت به بخش اول صحبت‌های شما، نقد دارم. اینکه ما بگوییم در صورت تولید محتوای ایرانی-اسلامی، مخاطب خود را از دست می‌دهیم، یا اینکه در صورت داشتن یک اینترنت ایرانی-اسلامی، مشتریان آن را از دست می‌دهیم، این موضوع صحیحی نیست. شاید بهتر باشد بگوییم، امثال بنده و مدیرانی که در این زمینه دارای مسئولیت هستند، خیلی کم‌کاری کرده‌ایم. اگر ما تلاش می‌کردیم خصوصیات ایرانی-اسلامی را به‌خوبی تبیین کنیم و فضای مجازی را بر اساس آن شکل بدهیم، با مردمی مواجه بودیم که بالاخره حتی اگر مسلمان هم نباشند، ایرانی هستند و قطعاً از این محتوا استقبال می‌کردند. حتی باید به این موضوع نیز تأکید کرد که بخش عمده‌ای از مردم کشور ما، مسلمان هستند و قطعاً محتوای اسلامی، موردپسند آن‌ها خواهد بود، حتی اگر در آن‌ها، غیر از مذهب تشیع هم وجود داشته باشد.

 

این کم‌کاری ما است که نتوانسته‌ایم محتوای ایرانی-اسلامی قابل قبولی در فضای مجازی تولید کرده و در اختیار مردم قرار دهیم. همیشه به این موضوع فکر کرده‌ایم که یک‌چیزی نظیر اینترنت، شبکه اجتماعی یا دیگر موارد، در دسترس ما قرار دارد و دیگر نیازی نیست ما نمونه آن را برای خودمان تولید کنیم. البته شاید از این موضوع غافل شده‌ایم کسانی که این ابزار را تولید کرده‌اند، شاید هدفشان این بوده است که ما را به‌شدت به این ابزار و دنیا وابسته کنند. بار دیگر بر این موضوع تأکید می‌کنم که ما اگر موفق می‌شدیم یک الگوی ایرانی-اسلامی در فضای مجازی تولید کنیم، قطع به‌یقین، اکثریت مردم با این موضوع همراه می‌شدند. علاوه بر آن، حتی برخی ملت‌های جهان نیز به آن روی می‌آوردند و طرفدار آن می‌شدند. کشورهایی در سراسر جهان هستند که به کشور ما علاقه دارند و سرنوشت کشور ما برای آن‌ها، مهم است. جایگاه جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و جهان، جایگاه ویژه‌ای است و بسیاری از نگاه‌ها در سطح جهان، به ما و سرنوشت ما دوخته‌شده است. ایران به نقطه عطف خاصی در سطح جهان و منطقه تبدیل شده و همین موضوع، سبب شده است تا نگاه‌های زیادی به سمت ما جلب شود.

 

مردم ما این موضوع را ثابت کرده‌اند که با وضعیت جدید، خیلی خوب خودشان را تطبیق می‌دهند. نمونه این را در بحث فیلترینگی که ابتدای امسال روی داد، شاهد بودیم. با فیلتر شدن شبکه اجتماعی تلگرام، نرخ توجه مردم به شبکه‌های اجتماعی داخلی، در برهه‌ای از زمان، به‌شدت بالا رفت. البته در همان برهه از زمان، متأسفانه شاهد اقداماتی بودیم که انجام شد و همین مسئله سبب شد توجه به شبکه‌های اجتماعی بومی، مجدداً نرخ نزولی به خود بگیرد. در حال حاضر، به دنبال یافتن علل و عوامل این بی‌توجهی مجدد به شبکه‌های اجتماعی بومی نیستیم. باید در زمان مناسب، این موضوع موردبررسی قرار بگیرد که دقیقاً چه اتفاقی روی داد که وضعیت بدین‌صورت پیش رفت. مردم در آن برهه، حرکت عجیبی از خود به نمایش گذاشتند که شاید نمونه آن را شاهد نبودیم.

 

-        

یعنی اگر همان روند را طی می‌کردیم، امروز شاهد رشد و شکوفایی شبکه‌های اجتماعی بومی، بودیم؟

 

بله و در صورت ادامه همان روند، امروز شاهد حل مشکلات پیام‌رسان‌های بومی هم بودیم. تلاش برای باقی ماندن ارتباط با تلگرام، به اصرار برخی افراد در کشور انجام شد و همین افراد، می‌گفتند که این ادامه ارتباط، باید در اختیار خودمان باشد. با این تصور، اتفاقی به وقوع پیوست که روند حضور مردم، سیر معکوس به خود گرفت. البته این موضوع، باید در جای خود، موردبررسی و تحلیل قرار بگیرد. گرچه هنوز هم دیر نشده است و می‌توان با اقدامی مناسب، پیام‌رسان‌های داخلی را از وضعیت کنونی نجات داد و به فرایند خوبی که در ابتدای امسال آغازشده بود برگرداند. ما باید به آن‌ها فرصت می‌دادیم تا با رفع ایراداتشان، به حالت نرمال برسند و بتوانند به‌خوبی فعالیت کنند. شاید بتوان همین الآن از پهنای باند پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های خارجی، روزی یک الی دو درصد کم کرد و به پهنای باند محصولات داخلی اضافه کرد. در چنین شرایطی، مردم بعد از گذشت مدتی، احساس می‌کنند که سرویس‌های ارائه‌شده خارجی، از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند و همین موضوع، سبب می‌شود تا به سمت نمونه‌های خوب و مناسب داخلی حرکت کنند.

 

در شرایط کنونی، برخی نمونه‌های داخلی هستند که موفق شده‌اند با طراحی و ایده پردازی مناسب، بخش عمده‌ای از کاربران داخلی را به سمت خود جذب کنند و رضایت آن‌ها را جلب نمایند. یکی از نمونه‌های موفق داخلی که البته یک پیام‌رسان محض نیست و مجموعه‌ای از چندین ابزار است، موفق شده است تا ۲۲ میلیون ایرانی را به خود جذب کند. این نشان‌دهنده باز بودن فضا برای فعالیت پیام‌رسان‌های بومی است و درصورتی‌که برنامه‌ریزی داشته باشند، می‌توانند به‌راحتی جای خود را در بین مخاطبان باز کنند.

 

در مورد بخش دوم سؤالتان که به موضوع فیلترینگ اشاره فرمودید، باید عرض کنم که خیر، فیلترینگ به‌تنهایی هیچ‌گاه راهگشای مشکلات ما در فضای مجازی نبوده و نخواهد بود. ولی از سوی دیگر، ما نمی‌توانیم به بهانه مؤثر نبودن، فیلترینگ را کلاً کنار بگذاریم. بنده با این موضوع کاملاً مخالفم که فیلترینگ تمهید اشتباهی بود که ما انجام دادیم. این دیدگاه را می‌توان به‌راحتی به چالش کشید و در مورد آن صحبت کرد. فیلترینگ اگر اشتباه باشد، کشورهای بزرگ جهان، هیچ‌گاه دست به همچنین کاری نمی‌زنند. ما هم‌اکنون شاهد آن هستیم که در بسیاری از نقاط دیگر جهان نیز، فیلترینگ در حال انجام است و هر کشوری، بنا به اقتضائات خود، این موضوع را پیگیری می‌کند. من پیشنهاد می‌کنم موضوع اینترنت چین، به‌صورت یک موضوع ویژه، موردبررسی قرار بگیرد و روند آن، تبیین شود. اگر ما فرایندهای طی شده در اینترنت این کشور را موردبررسی قرار دهیم، مشاهده می‌کنیم که بسیاری از شبکه‌های بزرگ جهان در این کشور، فیلتر هستند و چینی‌ها، اجازه دسترسی به آن را نمی‌دهند.

 

به‌عنوان نمونه، همین اینستاگرامی که در کشور ما در حال فعالیت است و کلیه امکاناتش برای همه کاربران در دسترس قرار دارد، در بسیاری از کشورهای جهان، تحت محدودیت‌های ویژه فعالیت می‌کند. درواقع خود اینستاگرام نمی‌گذارد همه بخش‌هایش در کشورهای موردنظر در دسترس باشد و کنترل‌شده به فعالیت می‌پردازد. به‌عنوان یک نمونه جالب، در کشور یمن که هم‌اکنون بعد از سال‌ها جنگ، تقریباً اغلب زیرساخت‌هایش را از دست داده است، بخش‌های مستهجن اینستاگرام در این کشور، توسط خود اینستاگرام مسدود شده است، اما ما شاهد آن هستیم که این بخش در کشور ما باز است و مشغول به فعالیت می‌باشد.

 

بنده معتقدم که این گزینشی عمل کردن شبکه‌های اجتماعی در کشور ما، در راستای برنامه‌ریزی ویژه‌ای است که این شبکه‌ها، برای پیشبرد اهداف تهاجم فرهنگی در ایران تدارک دیده‌اند؛ بنابراین، ما چاره‌ای جز این نداریم که در مواردی، سیاست فیلترینگ را پیگیری کنیم.

 

کسانی که عنوان می‌کنند با سیاست فیلترینگ مخالف هستند، یا شناخت درستی از دشمن ندارند، یا اینکه نقاط ضعف ما را به‌خوبی تحلیل نکرده‌اند. کسی می‌تواند در این زمینه به‌خوبی اظهارنظر کند که در دشمن‌شناسی، به حد قابل قبولی رسیده باشد. ما باید بدانیم که در اثر فیلتر نکردن برخی موارد، چه مخاطرات و چه آسیب‌هایی متوجه ما خواهد شد و در این صورت، اقدامات مناسب مقابله‌ای چه خواهد بود. باور نداشتن فیلترینگ در برخی زمینه‌ها، مثل آن است که ما بگوییم فلان کارخانه در فلان نقطه کشور که در حال فعالیت است، چنانچه فاضلاب خود را به داخل رودخانه می‌ریزد، هیچ‌گونه صافی و فیلتری بر سر راه فاضلاب قرار ندهد و اجازه دهد هرگونه فضولاتی که در آن تولید می‌شود، به داخل رودخانه راه پیدا کند. باور نداشتن فیلترینگ، دقیقاً مثل آن است که شما بگویید اجازه بدهید فاضلاب وارد آب رودخانه شود و این مردم باشند که تصمیم بگیرند از کدام قسمت آب رودخانه استفاده کنند یا نکنند. هیچ کجای دنیا، این موضوع مرسوم نیست و همه به این معتقدند که باید جلوی وارد شدن فاضلاب کارخانه به داخل رودخانه گرفته شود. آقایانی که می‌گویند فیلترینگ اشتباه است، این بدان معنی است که اجازه بدهیم جریان پلید مورد دلخواه غرب، وارد فضای فکری و فرهنگی کشور بشود ولی هر کس خودش انتخاب کند که از این موضوع استفاده کند یا نکند که این امری خلاف رویه است. به عقیده من این ساده‌اندیشی است.

 

-        

طی سال‌های اخیر، حملات سایبری گسترده‌ای علیه کشور به وقوع پیوسته است که شاید بارزترین آن‌ها، استاکس نت باشد. از سوی دیگر تغییر و تحولات فراوانی در کشور در زمینه پدافند سایبری به وقوع پیوسته است و به اعتراف برخی مقامات غربی، ایران دیگر آن کشور قبل از بروز استاکس نت نیست. آن‌ها اذعان دارند که استاکس نت، عامل بیداری ایران در فضای سایبری بوده است. به اعتقاد شما، آیا این عملیات ایران هراسی در فضای سایبری که از جانب دشمن دنبال می‌شود، واقعیت دارد یا اینکه دشمن در تلاش است به‌نوعی بازدارندگی برای سال‌های آینده انجام دهد و نگذارد ایران به یک ابرقدرت سایبری در سال‌های آتی تبدیل شود؟

 

شاید بهتر باشد این سؤال به این نحو اصلاح شود که دشمن چه تصوری از ما در فضای سایبری، در ذهن خود دارد. در درجه اول، گفتن این مطلب که ایران، جزو چهار قدرت سایبری جهان است یا چهارمین ارتش سایبری دنیا را دارد و یا اینکه در برآوردهای تهدیدات سالانه موجود علیه خود، بیان می‌کنند که ایران، دارای قابلیت نابودسازی زیرساخت‌های ما در فضای سایبری است، بیشتر در ادامه همان سیاست ایران هراسی است که ایالات‌متحده آمریکا، آن را دنبال می‌کند.

 

البته این اقدامات آمریکا، صرفاً در جنبه سایبری به وقوع نمی‌پیوندد و در سایر عرصه‌ها، نظیر موشکی نیز دنبال می‌شود. آن‌ها تمام این موضوع را مطرح می‌کنند که توان موشکی ایران، تهدیدی برای ایالات‌متحده و سایر هم‌پیمانان این کشور است. آن‌ها به دنبال آن هستند که از ایران، یک چهره مخاطره‌آمیز در کل دنیا نمایش دهند و بگویند که ایران، تهدیدی برای ما و کل متحدین ما در سطح منطقه و جهان است.

 

اما نکته بارز و جالب‌توجه در این زمینه، این است که به‌هرحال، اقداماتی هم که از جانب ایران در فضای سایبری صورت پذیرفته است، سبب شده تا آن‌ها اندکی به خودشان بیایند و به‌قول‌معروف، دست‌وپایشان را جمع کنند. بنده به خاطر دارم دو یا سه سال پیش، فیلم مستندی به نام زیرو دی منتشر شد. در آن فیلم، یکی از کارمندان آژانس جاسوسی آمریکا، به موضوع جالبی اعتراف می‌کند. وی می‌گوید که ما، اخیراً اقداماتی در فضای سایبری ایران انجام داده‌ایم که استاکس نت در برابر آن‌ها، تقریباً هیچ است و یک اسباب‌بازی به شمار می‌آید. این مأمور امنیتی در جای دیگری، مدعی می‌شود که ایمپلنت‌هایی در برخی تجهیزات ایرانی کاشته شده است که فقط منتظر فرمان و دستور ما هستند تا عمل کنند.

 

نکته جالب‌توجه در صحبت‌های این مأمور، بخش پایانی این صحبت‌هاست. وی عنوان می‌کند که ممکن است شما بتوانید یک اقدام را در فضای سایبری آغاز کنید ولی قطعاً شما نمی‌توانید آن را به اتمام برسانید. همین توانی که آمریکا دارد برای اینکه به یک کشور حمله کند، ممکن است در اختیار کشور دیگر هم باشد که به زیرساخت‌های آمریکایی حمله کند. همین موضوع، می‌تواند یک عامل بازدارنده در دنیای سایبری باشد.

 

بازدارندگی یک فاکتور مهم در دنیای سایبری است که به اعتقاد بنده، در کشور ما، به این موضوع، به‌خوبی پرداخته شده است. در حوزه دفاع سایبری نیز، ما در وضعیت خوبی قرار داریم. حملات روزانه‌ای که به کشور ما انجام می‌شود و به دربسته هم می‌خورد، به دشمن فهمانده است که جمهوری اسلامی ایران، توان خود را در این عرصه تقویت کرده است و اگر بگوییم استاکس نت سبب راه افتادن این جریان شد، بیراه نگفته‌ایم.

 

آمریکایی‌ها در صحبت‌های خودشان، این را نشان داده‌اند که از دست رژیم صهیونیستی، به علت راه‌اندازی زودهنگام استاکس نت عصبانی هستند. ایران بعدازاین ماجرا، توان مضاعفی در زمینه امنیت و دفاع سایبری گذاشته و به موفقیت‌هایی نیز دست‌یافته است.

 

ما توانسته‌ایم زیرساخت‌های خود را به سه دسته حیاتی، حساس و مهم تقسیم‌بندی کنیم و با تمرکز بر روی زیرساخت‌های حساس و حیاتی، آن‌ها را امن سازی کنیم. دشمن نیز از آن‌سو بیکار ننشسته و برای سازمان‌دهی حملاتی پیشرفته‌تر، به تکنیک‌های هوش مصنوعی روی آورده است. قاعدتاً ما نیز نباید از فناوری‌های نوین عقب بیفتیم و بتوانیم از آن به بهترین شکل استفاده کنیم.

 

-        

به‌عنوان سؤال آخر، آیا فضای مجازی، می‌تواند در کشور ما، به ابزاری برای صدور انقلاب منجر شود؟

 

حداقل در بعد شبکه‌های اجتماعی، این قابلیت در کشور ما وجود دارد، اما نکته قابل‌تأمل این است که در این زمینه، ما خیلی کم‌کار هستیم و شاید نتوانیم به دلیل کم‌کاری موجود، از این قابلیت استفاده بهینه کنیم. مقام معظم رهبری نیز در چند ماه اخیر، در صحبت‌های خودشان، بارها بر این موضوع تأکید کرده‌اند که نیروهای ایرانی، باید در فضای مجازی، پرکار باشند و محتوا تولید کنند. ایشان حتی در جمع طلبه‌ها و روحانیون نیز بارها بر این موضوع تأکید کرده‌اند که از فضای مجازی، برای رسیدن به اهداف باید استفاده کرد.

 

در این فضا، هم‌بستر تولید محتوا فراهم است و هم می‌توان از آن، برای جریان سازی بهره‌برداری نمود. ما از فضای مجازی، توانسته‌ایم در بعد بین‌المللی، نتایج خوبی بگیریم و نمونه آن را در بعد آزادسازی خبرنگار پرستی وی شاهد بوده‌ایم. ما البته شاهد آن هستیم که طی چند ماه اخیر، توییتر اقدامات برخی ایرانی‌ها را در فضای مجازی، محدود کرده است و این، نشان‌دهنده موفقیت‌آمیز بودن عملکرد ایرانی‌ها در این فضا است. آن‌ها متوجه شده‌اند که اقدامات مؤثری از جانب ایران در حال شکل‌گیری است و نسبت به مقابله با آن، اقدام کرده‌اند.