رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

با هوشمندسازی چگونه باید برخورد کنیم!؟

گفتگوی پاپسا با دکتر محمود زرگر، استاد دانشگاه و محقق

با هوشمندسازی چگونه باید برخورد کنیم!؟

شهر هوشمند، یکی از جدیدترین مفاهیم دنیای فناوری است که به‌تازگی، صحبت از آن در مجامع علمی جهان، مطرح‌شده است. البته اقدامات در زمینه رسیدن به هوشمند سازی، در نقاط مختلف جهان، از چند سال پیش آغاز شده است و موفقیت‌های نقطه‌ای نیز در این زمینه به‌دست‌آمده است، اما هنوز هم تعریف مشخصی از شهر هوشمند یا هوشمند سازی، در هیچ کجای دنیا وجود ندارد.

همین مسئله، سبب شده است تا دولت‌ها در برابر صنعت هوشمند سازی، دچار نوعی سردرگمی و ابهام شوند و گهگاه نتوانند آن را به‌درستی مدیریت نمایند. بزرگ‌ترین ضرری که در پی این رویداد، ممکن است متوجه هر کشور یا دولتی شود، هجوم سیل عظیمی از تهدیدات و آسیب‌پذیری‌ها به‌سوی هر جامعه‌ای است که ممکن است این مسئله، علاوه بر محروم ساختن مردم از منافع هوشمند سازی، دست سوءاستفاده گران را نیز باز کرده و مال و جان ملت‌ها را به خطر بیندازد.

درنهایت، باید به این موضوع اشاره کرد که حرکت به سمت هوشمند سازی، لازمه کار هر کشوری است و امری اجتناب‌ناپذیر است؛ بنابراین، تنها راه ممکن باقی‌مانده، استفاده به جا از پروتکل‌های امنیتی و ایمن‌سازی زیرساخت‌ها و تلاش حداکثری، برای بومی‌سازی زیرساخت‌های ارتباطی است.

دکتر محمود زرگر، یکی از محققین دانشگاهی کشور در زمینه صنعت هوشمند سازی است که سال‌ها تحقیق و بررسی خود در زمینه شهرهای هوشمند و توسعه بسترهای لازم را در این زمینه، در اختیار پژوهشگران و صنعتگران کشور قرار داده است. ما هم به‌منظور روشن‌تر شدن ابعاد مختلف و معایب و مزایای شهرهای هوشمند، به سراغ ایشان رفتیم و به گفتگو نشستیم:

-به نظر شما، تعریف کلی هوشمند سازی چیست و آیا این مفهوم، به‌تازگی ایجاد شده است یا به‌روزرسانی شده تعاریف قدیمی است؟

در حقیقت، هوشمند سازی، به‌روزرسانی شده همان چیزهایی است که بشریت تاکنون در حوزه توسعه در اختیار داشته است. به‌عبارت‌دیگر، هر آن چیزی که بشر تاکنون در اختیار داشته و برای آن، توسعه صورت پذیرفته است، یکی از بسترهای هوشمند سازی است. تمام حوزه‌های بهداشت، دولت الکترونیک، تجارت الکترونیک، حمل‌ونقل، هم‌اکنون در موضوع هوشمند سازی، مورداستفاده قرار می‌گیرند. تنها فرقی که در حال حاضر وجود دارد، این است که در حوزه هوشمند سازی، فنّاوری وارد صنایع مختلف شده است و ارتباط سیستمی اجزا، گسترده‌تر می‌شود.

می‌توان گفت که تاکنون، ارتباط انسان با سیستم، به‌عنوان یک بخش در نظر گرفته می‌شد و ارتباط سیستم با اجزاء مختلف خودش، به‌عنوان یک بخش دیگر موردبررسی قرار می‌گرفت. در هوشمند سازی، عناصر دیگری وارد شده‌اند و اکوسیستم را تکمیل کرده‌اند. در دوره جدید، فصل تازه‌ای از ارتباطات انسان و ماشین، موردبررسی قرارگرفته‌اند.

به‌عنوان‌مثال، در موضوع حمل‌ونقل در دوره هوشمند سازی، ماشین، جاده ارتباطی یا انسان به‌عنوان کاربر یا مدیر و همچنین شبکه، درگیر شده‌اند و موضوعاتی، مافوق آن چیزی که ما، قبلاً به‌عنوان آی تی از آن یاد کرده‌ایم، در دوره جدید، تعریف می‌شوند. به همین خاطر، اکوسیستم‌های مختلفی در حوزه سلامت، تجارت، دولت و موارد مختلف دیگر، تعریف شده‌اند. درنهایت، مجموع تمام این موارد، در کنار یکدیگر، یک اکوسیستم بزرگ‌تری تشکیل می‌دهند که همین مسئله، سبب می‌شود تا موضوع، بسیار پیچیده‌تر از قبل شود. درواقع هوشمند سازی در دنیا، به همین نگاه پیچیده گفته می‌شود که هنوز هم تعریف جامعی برای آن ارائه نشده است.

دنیا در حال حرکت به سمت موضوع هوشمند سازی است و هر کس دیر به این حرکت وارد شود، مشتری محصولاتی خواهد شد که از پیش در این عرصه، تولید شده‌اند. این موضوع سبب خواهد شد که مصرف‌کننده محصول، به‌هیچ‌وجه نداند که داخل محصول خریداری‌شده، چه ابزارهایی به کار رفته است. این نقطه، خطرناک‌ترین بخش کار و نگران‌کننده‌ترین وجه موضوع هوشمند سازی است. هرچقدر ما دیرتر به این موضوع ورود پیدا کنیم، مسئولیت در راه پیش رو، پیچیده‌تر و سخت می‌شود و بعضاً ممکن است، غیرممکن هم بشود. هر چه زودتر با تمام قوا، این موضوع را ساماندهی کنیم و حرکت کنیم، می‌توان با اطمینان گفت که ظرفیت، برای در دست گرفتن این موضوع در داخل کشور، وجود دارد.

از طرفی، این مسئله، دو فایده دارد. نخست اینکه می‌توان به یک صاحب سبک در موضوع هوشمند سازی تبدیل شد و طراحی بسیاری از موارد را در داخل بر عهده گرفت و به‌روز، در مدیریت مسائل مربوط به این صنعت حرکت کرد. گرچه هم‌اکنون هم دیر شده است، اما حتی همین زمان هم اگر اقدام کنیم، می‌توانیم به نتیجه برسیم. از طرفی، ما می‌توانیم به این موضوع، به دید یک فرصت اقتصادی نگاه کنیم، نه اینکه یک مصرف‌کننده باشیم.

به‌صورت کلی، در حوزه توسعه، هرچقدر ما زود وارد عمل شده‌ایم، نه‌تنها توانسته‌ایم از مزایای آن برای خودمان بهره‌برداری کنیم، بلکه توانسته‌ایم آن را به دیگر نقاط جهان هم صادر کنیم و از این طریق، درآمدزایی داشته باشیم. زمانی که شما یک مصرف‌کننده هستید، دیگر نمی‌توانید دخالتی در محصولی بکنید که می‌خواهید از آن استفاده نمایید.

در موضوعات پدافندی، ما به‌شدت به این موضوع نیاز داریم که خودمان بتوانیم یک محصول را طراحی و تولید کنیم. به‌عنوان‌مثال، شما الآن به موضوع تلفن همراه نگاه کنید. در بعضی از زمینه‌ها، نظیر شبکه‌های اجتماعی، ما با چالش‌های متعددی مواجه شده‌ایم که برای حل کردن آن‌ها، باید برنامه‌ریزی کنیم و هزینه بدهیم تا آن‌ها را برطرف کنیم؛ اما برخی کشورها، پیش از آنکه این موضوع، به یک مطالبه عمومی و فراگیر تبدیل شود، برای آن برنامه‌ریزی کرده‌اند.

به‌عنوان‌مثال دیگر، شما موضوع خودرو را در نظر بگیرید. تصور کنید شما کشوری هستید که قبل از ورود خودروهای خارجی به داخل کشورتان، به سمت رونق خودروهای داخلی خودتان بروید. در آن صورت است که نیاز مردم را برطرف کرده و انتظارات آن‌ها را برآورده کرده‌اید. بعدازآن فرصت خواهید داشت محصول تولیدی را توسعه داده و کیفیت آن را بهبود ببخشید؛ اما حالتی را در نظر بگیرید که قبل از توسعه نمونه داخلی، خودروهای لوکس خارجی را وارد بازار کرده‌اید و می‌خواهید به‌صورت هم‌زمان، صنعت داخلی را نیز رشد و توسعه بدهید. در این صورت، رشد صنعت داخلی، امری بسیار سخت و در مواردی، غیرممکن خواهد بود. متأسفانه در موضوع شبکه‌های اجتماعی، ما دچار این چالش شدیم.

موضوع هوشمند سازی، یک صنعت نوپا و تازه‌کار است و به جدیت می‌توان گفت در دنیا، راهکارهای کاملی در مورد آن وجود ندارد. ازنظر اقتصادی، موضوع هوشمند سازی، دارای ظرفیت‌های بسیار زیاد و باارزشی است که می‌تواند در بسیاری از موارد، مشکلات ما را برطرف نماید.

در این زمینه، اگر بخواهیم بایستیم و تسلیم مدیرانی شویم که می‌خواهند با حوادث روز تصمیم بگیرند، به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم خود را با دنیا هماهنگ و همساز کنیم. در این صورت است که صرفاً یک مصرف‌کننده محصولات خواهیم بود، نه تولیدکننده و صاحب صنعت و سبک.

 در چنین مواردی، حتی نمی‌توانیم متوجه شویم که دشمن، برای ایجاد ناامنی در زیرساخت‌های ما نیز چه خوابی دیده است و چه برنامه‌ریزی خاصی دارد. حتی اگر بخواهیم به زیرساخت هم در آن زمان دست پیدا کنیم، باید هزینه‌های بسیار گزافی بکنیم تا بتوانیم به آن چیزی برسیم که می‌خواهیم.

تنها راه در شرایط کنونی، اعتماد به دانشگاه‌ها و محققان بومی است. چنین کاری، هم هزینه بسیار پایین‌تری نسبت به سایر موارد دارد، هم سبب می‌شود با سرعت بسیار بیشتری به لبه تکنولوژی دسترسی پیدا کنیم.

-مشکلی که وجود دارد، این است که ما تا بخواهیم به فهم یک فناوری دست پیدا کنیم، فناوری تازه‌تر از راه رسیده است. با این مشکل چگونه کنار بیاییم؟

اگر بررسی کوتاهی در سایر فناوری‌هایی داشته باشیم که تاکنون به آن‌ها دست‌یافته‌ایم، می‌بینیم که به‌عنوان‌مثال در موضوع نانو، ما توانسته‌ایم با یک برنامه حساب‌شده، هم‌اکنون در رده کشورهای صاحب‌نام قرار بگیریم. ما به این قابلیت دست‌یافته‌ایم که حداقل در مورد هر حرفی و موضوعی که مطرح می‌شود، آن را بفهمیم و این نکته بسیار مثبتی است. یکی از بزرگ‌ترین مزایایی که این موضوع برای ما دارد، این است که حتی اگر زمانی، ناچار شدیم تا فناوری را به داخل کشور وارد کنیم، با علم و آگاهی این اقدام را انجام می‌دهیم و هوشمندانه نسبت به خرید آن، مبادرت می‌ورزیم.

بنده در مرکز تحقیقات مخابرات ایران، این موضوع را به مسئولان وقت تذکر دادم که باید در مورد تلفن همراه، زمانی اقدام به تحقیق می‌کردید که هنوز، استفاده از این ابزار ارتباطی، در کشور فراگیر نشده بود. در آن زمان، باید نهادهای دولتی با تحقیق در مورد تلفن همراه، استاندارد واحدی برای آن مشخص می‌کردند و سایرین را ملزم به رعایت استانداردهای مشخص‌شده می‌نمودند. در این زمینه، متأسفانه ما غفلت کردیم و هم‌اکنون نیز سوق دادن مردم به سمت استفاده از تولید داخل، دشوار و سخت است.

-متأسفانه ما بزرگ‌ترین مشکلی که داریم، در همین لایه مدیران است. به‌عنوان‌مثال، در مورد فناوری بلاک چین و بیت کوین، همچنان توافقی بین مدیران کشور وجود ندارد و این مسئله در بین عموم مردم، بازخورد خوبی ندارد. این را چگونه می‌توان در جامعه مدیریت کرد؟

اینجا هم مشکل ما، از همان دیر آغاز شدن تحقیقات است. به‌بیان‌دیگر، ما زمانی اقدام به تحقیق در مورد این موضوع کرده‌ایم که کمی دیر شده است و باید زودتر آغاز می‌کردیم. به‌عنوان‌مثال، در سال ۸۱، موضوع امضاء دیجیتال که بخشی از زیرساخت دولت الکترونیک است، در دولت وقت کلید خورد و قرار داد اجرایی آن بسته شد، اما متأسفانه، موضوعی که باعث تأخیر در اجرای آن شد، اختلافی بود که بین وزارت صنعت و بانک مرکزی وجود داشت و آن اختلاف، نحوه مالکیت طرح و ضمایم اجرایی آن بود.

در موضوعات مختلف نظیر این، باید آن چیزی که اولویت دستگاه‌های ما، اعم از قانون‌گذار، اجرایی و ناظر قرار بگیرد، این باشد که کل کشور، مجهز به یک فناوری و زیرساخت نوین شوند و از موارد دیگر، باید پرهیز صورت بپذیرد. درصورتی‌که به این روش، فکر نکنیم، نمی‌توانیم نتیجه درستی به دست بیاوریم.

در مورد هوشمند سازی نیز باید به همین روش عمل کنیم. نباید منتظر بایستیم و به دنبال آن بگردیم که چه کسی مسئول است و صاحب طرح کیست. اصطلاحاً نباید در جنگ‌ودعوای تعاریف ماند. باید یک تعریف واحد را مشخص کرد و همه کشور برای رسیدن به آن، تلاش کنند. به‌عنوان‌مثال، در حال حاضر، سازمانی همچون سازمان پدافند غیرعامل، در این زمینه باید ورود کند و البته پیش‌ازاین هم ورود داشته است که در صورت فراگیری چنین زیرساخت و تجهیزاتی در کشور، ما تا چه اشراف پدافندی به مسئله هوشمند سازی داریم. بنده به‌جرئت می‌توانم بگویم درصورتی‌که اشراف پدافندی کاملی روی موضوع مهمی چون هوشمند سازی نداشته باشیم، در آن صورت است که همه‌چیز از دستمان درخواهد رفت.

اگر امروز ما در موضوعاتی مثل آسیب‌های تلفن همراه دچار چالش شده‌ایم، قطعاً در هوشمند سازی، با فضایی بسیار گسترده‌تر روبرو هستیم که همه زیرساخت‌های ما، از قبیل سلامت، ساختمان، حمل‌ونقل، صنایع نظامی و بسیاری از موارد دیگر را در برمی‌گیرد؛ بنابراین، حتماً باید زیرساخت‌های آن را در اختیار خود داشته باشیم.

جدی‌ترین مسئله‌ای که ما باید در روزگار امروز به آن بپردازیم، مسئله هم‌فکر شدن در موضوعات پیش روی کشور است و تلاش بر اینکه اختلافات موجود، به تفاهم تبدیل شود تا بتوان کار را پیش برد. البته در موضوع تحقیق، ایرادی ندارد که اختلاف، وجود داشته باشد و اتفاقاً، اختلاف در موضوع تحقیق، سبب رشد می‌شود، اما در زمینه اجرای یک مسئله، باید اتفاق‌نظر و چارچوب واحدی وجود داشته باشد تا بتوان به نتیجه مطلوب دست‌یافت. باید مرز مسئولیت‌ها مشخص شود و اتفاقاً، محقق نباید در چارچوب‌ها، محدود شود.

متأسفانه در خیلی از مسائلی که القاء می‌شود ما از دنیا عقب هستیم، اتفاقاً ما از بسیاری از کشورهای جهان جلوتریم و حرکت سریع‌تری داریم، اما تنها در برخی نقاط دارای ضعف هستیم و درصورتی‌که این ضعف‌ها را بررسی نماییم، بسیاری از مشکلات ما حل می‌شود و می‌توانیم با سرعت، به سمت هدف حرکت کنیم.

-ما در این زمینه با مشکلاتی مواجه هستیم. برخی رخدادها در کشور اتفاق افتاده است که شائبه رشد حملات و تهدیدات سایبری به علت رشد فناوری را پررنگ کرده است. سؤالی که مطرح می‌شود، این است که آیا ما می‌توانیم جلوی رشد فناوری در کشور را بگیریم و درصورتی‌که توانایی همچنین کاری را نداریم یا اینکه اصلاً چنین کاری منطقی به نظر نمی‌رسد تا چه حد بومی کردن صنعت هوشمند سازی و به‌صورت کلی جنبه‌های دیگر فناوری در کشور، به واقعیت نزدیک است؟

به عقیده بنده، نه می‌توان جلوی ورود فناوری را گرفت، چون این‌ها در لبه فنّاوری جهانی فعالیت می‌کنند، نه اینکه می‌توان به‌صورت صددرصدی آن را در داخل بومی‌سازی کرد. بهترین راه در چنین مواردی این است که هر آنچه به داخل کشور وارد می‌شود، تلاش شود تا اشراف علمی کاملی به آن داشته باشیم. این کار سبب کاهش هزینه‌ها می‌شود.

گهگاه ما نمی‌توانیم یک فناوری را ایجاد کنیم و ناچاریم تا آن را از خارج از کشور، وارد کنیم. در چنین شرایطی، حداقل نیاز ما این است که فناوری را خوب بفهمیم و بدانیم که چه چیزی باید به کشور وارد کنیم. این موضوع، علاوه بر بالا رفتن ضریب امنیت برای کشور، سبب می‌شود تا هزینه‌های خریداری کردن یک کالا نیز کاهش پیدا کند.

البته منظور ما این نیست که تمام کالاهای واردشده به کشور، کاربرد جاسوسی یا خرابکاری دارند، اما به‌هرحال باید مشخص شود زمانی که در یک گوشی تلفن همراه، سنسورهای مختلفی تعبیه‌شده است، این حس‌گرها، چه کارایی‌های ویژه‌ای دارند و برای چه‌کارهایی استفاده می‌شوند. متأسفانه در این زمینه، اندکی ما دیر عمل کردیم و به همین خاطر، با چالش‌هایی مواجه شده‌ایم.

حتی اگر شما دید امنیتی هم نسبت به فناوری‌های وارداتی به کشور نداشته باشید، می‌توان گفت که برخی فناوری‌های وارداتی، فرصت اقتصادی بازار را از آن خود می‌کنند و به دنبال آن هستند تا ما را با چالش‌های این‌چنینی مواجه کنند. شما در حال حاضر، موضوع خودروهای آنلاین را در نظر بگیرید. درست است که در حال حاضر، راننده این خودروها ایرانی است، اما سود چنین طرحی در جیب خارجی‌ها می‌رود. چه اشکالی داشت که در ابتدا، تاکسی‌رانی یا سایر مسئولین امور حمل‌ونقل، در این زمینه وارد می‌شدند و اقدام به یکسان‌سازی حمل‌ونقل داخلی ما با فناوری‌های نوین می‌کردند؟

-آیا به نظر شما، مقاومت در برابر فناوری‌های نوین، سبب این موضوع شده است؟

بنده اعتقاد دارم مدیران ما، بنا به موقعیت‌های روز، مدیریت می‌کنند و آینده‌نگر و پیش‌بین نیستند. بسیاری از مشکلاتی که ما در روزگار امروز داریم، مسائلی است که سال‌ها پیش، کارشناسان تذکر داده بودند ولی نسبت به آن‌ها بی‌توجهی شد.

اگر در همان روزها، نسبت به این مسئله، توجه ویژه شده بود و نظر کارشناسان شنیده می‌شد، شاید با بسیاری از مسائل امروز، مواجه نمی‌شدیم.

یکی از موضوعاتی که خیلی وقت پیش مطرح شد و متأسفانه به آن توجهی نشد، چیزی شبیه به اجرای طرح کارت سوخت، منتها در موضوعات ارزی بود. این مسئله، درصورتی‌که در همان زمان، به‌صورت جدی موردبررسی قرار گرفته بود، شاید با مشکلات امروز بازار ارز مواجه نبودیم. باید اولویت‌ها در کشور درک شوند و بر اساس آن، برای آینده برنامه‌ریزی کرد. نگاه مدیران کلیدی و تأثیرگذار در کشور، باید اصلاح شود. این مدیران نباید صرفاً بر اساس مسائل روز مدیریت کنند و باید پیش‌بینی کنند.

-با تمام این تفاسیر، آیا این ظرفیت در داخل کشور وجود دارد که ما همه زیرساخت‌های جدید و تجهیزات موردنیاز در امر هوشمند سازی را بومی کنیم؟ آیا می‌توان به این مسئله امیدوار بود؟

بنده به‌شخصه معتقدم هرکجا که زیرساخت نداشته باشیم، ظرفیت ایجاد آن را داریم. ما می‌توانیم فنّاوری را بفهمیم. ظرفیت‌های تخصصی بالایی در کشور وجود دارد که باید در جهت حفظ آن تلاش کرد. باید سعی کنیم آن‌ها را در داخل نگه‌داری کنیم و پرورش دهیم.

ما باید بتوانیم ذهن بخشی از نیروی متفکر کشور را از موضوعات دیگر، نظیر مشکلات اقتصادی خالی کنیم و از آن‌ها بخواهیم صرفاً در مورد موضوعات جدید فکر کنند. درصورتی‌که بدین‌صورت اقدام کنیم، موفق خواهیم شد.

-به عقیده شما، ما نیاز به یک افق واحد در کشور داریم برای رسیدن به خواسته‌مان که همان تکیه‌بر شهر هوشمند است. بدین ترتیب، چند سال زمان نیاز داریم تا به این افق برسیم؟ یا چه مقدار هزینه لازم است که اگر دولت به این موضوع اختصاص دهد، می‌توانیم ادعا کنیم که به هدف خواهیم رسید؟

قطعاً اگر در وهله اول، ما باید نسبت به تعیین چارچوب و هدفی مشخص اقدام کنیم، در این صورت است که می‌توان برای همه‌چیز، زمان مشخص کرد و این هدف، دست‌یافتنی است. یکی از زیرساخت‌های شهر هوشمند، داشتن شبکه کامل فیبر نوری است. با اتصال شبکه فیبر نوری به تمام خانه‌ها، همه منازل و مراکز اداری و دولتی، همانند الآن که با تلفن ثابت به هم متصل هستند، از طریق فیبر نوری به یکدیگر متصل خواهند شد.

ما می‌توانیم برآورد کنیم که برای استارت اولیه کار، چه مقدار پول نیاز داریم. البته ممکن است بتوانیم با اختصاص هزینه کمتر هم این کار را انجام دهیم، اما قطعاً زمان بیشتری باید بدهیم تا کار پیش برود. در صورت انتخاب راهکار دوم، باید روی درآمدزایی خود پروژه‌ها نیز حساب کنیم و جبران کمبود سرمایه‌گذاری را از این طریق انجام دهیم.

البته الزاماً همه ابعاد توسعه، چه در بعد زیرساخت و چه در بعد اپلیکیشن، از جنسی نیست که دولت نیاز باشد در آن هزینه کند. دولت باید آغازکننده راه باشد و باید مسیر را برای فعالیت گروه‌های دیگر باز کند. حتی در زمینه زیرساخت، دولت باید بخشی از آن را پرداخت کند. این وظیفه دولت است و در همه دنیا هم این موضوع رواج دارد و باید اتفاق بیفتد.

متأسفانه زیرساخت‌های ما بر اساس روش‌های سنتی چیده شده است و همین موضوع، دست بسیاری از نهادهای دیگر را در انجام وظایف به‌صورت کلی می‌بندد. امروزه مسئولیت امور توسعه از این جنس، نمی‌تواند بر اساس موارد سنتی بسته شود و تمام ظرفیت کشور، باید بر اساس ساختار اکوسیستمی جدید، به کار گرفته شود. همین مسئله سبب می‌شود تجربیات تمام نخبگان کشور، استفاده شود و راهکار جامعی، پیش روی مدیران، برای مقابله با چالش‌ها، قرار داشته باشد.

 

 

۴۹