رفتن به محتوای اصلی
چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

توان سایبری، رکن جدید قدرت در فضای بین‌الملل

توان سایبری، رکن جدید قدرت در فضای بین‌الملل

قدرت سایبری برخلاف قدرت نظامی، ارتباطی به وسعت و تعداد نیرو ندارد و حتی ممکن است کشورهای کوچکی در دنیا وجود داشته باشند که بتوانند با بهره‌گیری از توان سایبری خودشان، ابرقدرت‌ها را به‌زانو دربیاورند.

جمهوری اسلامی ایران، طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره با چالش‌های متعددی از سوی دشمنانش روبرو بوده است. این چالش‌ها و تهدیدات، در هر برهه، کاملاً تغییر شکل داده‌اند و هرسال با راهبردی یکسان اما با شکلی تازه‌ای به استقبال مردم و دولت‌های مستقر آمده‌اند.

با مطالعه‌ای در سیر تاریخی انقلاب اسلامی، می‌توان گفت که این تهدیدات به‌تدریج از حالت نظامی سخت، به جنگ نرم تغییر شکل یافته و فضای مجازی، به اصلی‌ترین میدان تهدیدات علیه کشور تبدیل شده است. البته ابزارهای موجود در دست دشمنان در همه دوران، پیشرفته‌تر از قبل شده و آن‌ها از آزادی عمل بیشتری برای تأثیرگذاری بر جامعه ایران برخوردار بوده‌اند.

رشد و توسعه اینترنت و گسترش شبکه‌های اجتماعی و از سوی دیگر، افزایش وابستگی مردم به زندگی دیجیتال، سبب شده است تا دشمن از میدان گسترده‌تری برای تأثیرگذاری و نفوذ بر زندگی مردم برخوردار باشد و کار ما نیز برای مقابله با تهدیدات دشمنان انقلاب، سخت‌تر از گذشته شود.

از سویی و به باور کارشناسان، این فضا، فرصت‌هایی را نیز در اختیار ما قرار داده و نمی‌توان به آن، صرفاً با نگاه تهدید محور نگریست. به‌بیان‌دیگر، همان‌گونه که فضای مجازی و دنیای سایبری، سبب رشد و توسعه آسیب‌پذیری‌های ما شده است، سبب رشد آسیب‌پذیری‌های دشمنان نیز شده است و بر اساس بررسی‌های کارشناسانه، آسیب‌پذیری آن‌ها، به‌مراتب بیشتر از ما بوده است؛ چرا که آن‌ها وابستگی بیشتری به فضای سایبری دارند و همین مسئله، مقاومت آن‌ها در برابر تهدیدات را نیز کاهش داده است.

اما ممکن است این سؤال پیش بیاید که رشد آسیب‌پذیری دشمنان در برابر تهدیدات سایبری، با وجود تأکید ایران بر عدم سوءاستفاده از فضای سایبری در پیشبرد روابط خارجی، چه مزایا و فرصت‌هایی را در اختیار ایران قرار می‌دهد و ایران چگونه می‌تواند از این فرصت‌ها، برای پیشبرد سیاست‌هایش در عرصه بین‌المللی استفاده کند. یادداشت پیش رو، به بررسی این فرصت‌ها خواهد پرداخت.

آسیب‌پذیرترها محتاط‌تر خواهند بود!

رشد شدید و وابستگی بیش‌ازحد کشورها به فضای سایبری و ورود همه‌جانبه زیرساخت کشورهای غربی به این فضا، به‌نوعی سبب شده است تا این کشورها، بیش‌ازپیش در برابر تهدیدات فضای سایبری، آسیب‌پذیر شوند و کوچک‌ترین تهدیدی در این زمینه، بتواند تأثیرات کلانی در اداره امور بر آن‌ها داشته باشد.

امروزه ما شاهد آن هستیم که حتی کشورهایی نظیر آمریکا یا حتی بسیاری از کشورهای پیشرفته اروپایی، از اینکه صنعت برق آن‌ها هدف حملات سایبری قرار بگیرد و کشورشان در خاموشی فرو برود، ابراز نگرانی کرده و دائماً در این زمینه، به برنامه‌ریزی و افزایش سطح دفاعی خود مشغول هستند.

بر همین اساس، عده‌ای نیز معتقدند که قدرت سایبری برخلاف قدرت نظامی، ارتباطی به وسعت و تعداد نیرو ندارد و حتی ممکن است کشورهای کوچکی در دنیا وجود داشته باشند که بتوانند با بهره‌گیری از توان سایبری خودشان، ابرقدرت‌ها را به‌زانو دربیاورند. همین موضوع سبب می‌شود که کشورهای آسیب‌پذیرتر و آن‌هایی که زیرساخت‌های بیشتری در فضای سایبری دارند، محتاطانه‌تر در زمینه آغاز یک تهاجم سایبری به کشوری دیگر عمل کنند و پیش از آنکه دست به اقدام شاخصی بزنند، جنبه‌های بیشتری از موضوعات را موردبررسی قرار دهند.

در حقیقت، این اقدام می‌تواند به‌نوعی، بازدارندگی پنهان در کشورهایی ایجاد نماید که قصد دارند از طریق فضای سایبری، به اهداف و منافع جمهوری اسلامی ایران لطمه وارد نمایند و این کشور را در زمینه‌های مختلف درگیر کنند.

فضای سایبری، می‌تواند تریبونی برای بیان حقایق در عرصه بین‌الملل باشد

به باور کارشناسان، فضای سایبری در عرصه بین‌المللی، می‌تواند تریبون بسیار خوبی در اختیار ایران باشد تا بتواند از این طریق، بیانات و اهداف بر حق خود را به گوش دنیا برساند و از منافع و آرمان‌هایش در عرصه بین‌الملل، دفاع کند. بیان عقاید و نظریات حکومت‌ها از طریق رسانه‌ها و پیگیری اهداف از این طریق، به یک راهبرد مشخص در دنیای سیاست تبدیل شده است و بسیاری از کشورها، از بستر به وجود آمده در فضای سایبری، برای پیگیری و پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند. به‌بیان‌دیگر، امروزه ابزار رسانه، تلویزیون، روزنامه و خصوصاً اینترنت و فضای مجازی، به ‌وسیله مهمی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی کشورها تبدیل‌شده‌اند و نقشی کلیدی در این قضیه دارند.

برخلاف فضای ایجادشده توسط غربی‌ها و تلاش برای مهاجم نشان دادن کشورهایی نظیر ایران در فضای سایبری، کشورها برای پیشبرد اهداف سیاست بین‌المللی و منطقه‌ای خود، حتماً لزومی به استفاده از حملات سایبری ندارند و لازم نیست اجباراً یک مهاجم سایبری باشند، بلکه درصورتی‌که رسانه قدرتمندی در اختیار داشته باشند که بتواند حرف و سیاست آن‌ها را به دنیا ابلاغ کند، به‌نوعی برگ برنده را در این میدان در اختیار دارند.

از سوی دیگر، رسانه‌ها و فضای مجازی، باید به ابزاری برای اصلاح وجهه عمومی یک کشور در سطح دنیا تبدیل شوند و بتوانند با استفاده از فنون و شیوه‌های خاص، تبلیغات دشمن در زمینه یک کشور را به بهترین شکل ممکن خنثی نمایند. حتی ممکن است یک رسانه، در ظاهر با پرچم و لوگوی حکومت مورد تائید خود ظاهرنشده و تابلویی کاملاً غیررسمی داشته باشد اما با بهره‌گیری از سیاست حساب شده‌ای، در جهت اهدافی خاص گام بردارد و سیاست دولت‌های مطبوع خودش را پیگیری نماید که این روش، یکی از تأثیرگذارترین روش‌ها در سیاست خارجی یک کشور محسوب می‌شود.

شبکه‌های اجتماعی بومی، باید به ابزاری برای ارتباط بین حاکمیت و مردم تبدیل شود

طی سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی به یکی از پایه‌ها و ارکان مدیریت اجتماع تبدیل شده‌اند و در روزگاری که رسانه‌های سنتی، جایگاه و منزلت سابق خود را از دست داده‌اند، این شبکه‌های اجتماعی هستند که سکان‌دار مدیریت اذهان و رویدادها در جامعه شده‌اند.

حال دراین‌بین، حکومتی می‌تواند موفق‌تر و مؤثرتر در رویدادهای اجتماعی و سیاسی عمل نماید که بهتر بتواند مدیریت شبکه‌های اجتماعی را در اختیار بگیرد. البته این مدیریت، لزوماً به معنای اعمال سیاست‌های مغرضانه و ایجاد محدودیت در کارکرد این شبکه‌ها نیست، بلکه اعمال سیاست‌های درستی است که این شبکه‌ها، کارکرد صحیح و به‌جای خود را در بین مردم و مسئولین پیدا کنند.

یکی از مناسب‌ترین کارکردهایی که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند داشته باشند، ایجاد تریبونی دوطرفه بین مردم و مسئولین در یک جامعه و بستری برای ارتباط‌گیری متقابل و بدون واسطه است. در چنین وضعیتی، مسئولین به‌صورت مستقیم در جریان مشکلات و مسائل مردم قرار می‌گیرند و از سوی دیگر، به‌راحتی می‌توانند به شبهات و مسائل پیش‌آمده پیرامون کشور، پاسخ‌گو باشند. البته چنین کارکرد صحیحی، نیازمند فرهنگ‌سازی گسترده و طولانی‌مدت است و ممکن است نتوان انتظار داشت در سال‌های ابتدایی، چنین چیزی به وقوع بپیوندد.

از سوی دیگر، شبکه‌های اجتماعی، می‌تواند به ابزاری برای اعمال سیاست‌های حاکمیتی در بین جامعه تبدیل شود. بدین‌صورت و با حذف واسطه‌هایی که اغلب می‌توانند عامل انتقال اشتباه یک مفهوم بین دولت و ملت باشند، گام بزرگی در راستای شفاف‌سازی توسط دولت‌ها برداشته می‌شود و طبیعتاً از این طریق، بخش عمده‌ای از بحران‌های اجتماعی نیز کنترل خواهد شد.

به باور کارشناسان، شبکه‌های اجتماعی امروزی، نه‌تنها می‌توانند نقش مناسبی در کنترل مناسبات اجتماعی داخلی داشته باشد، بلکه می‌تواند به راهکاری مناسب برای ارتباط‌گیری مؤثر با مردم سایر کشورها، ارتباط‌گیری حاکمیت‌ها با یکدیگر و همچنین ارتباط مردم با مردم در نقاط مختلف تبدیل شوند. در چنین شرایطی، می‌توان گفت که شبکه‌های اجتماعی، به بهترین روش کارکرد خود رسیده‌اند و کارکردی کاملاً مؤثر در پیشبرد اهداف یک حکومت دارند.

فضای سایبری، جایی برای اعمال‌نظر همه گروه‌های مختلف اجتماعی باشد، نه توهین و افترا!

همان‌طور که در بند قبلی ذکر شد، فضای سایبری و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یکی از نمادهای مؤثر و پرکاربرد این فضا، می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ارتباط‌گیری صحیح و مؤثر مردم و حاکمیت و بیان نظرات و عقاید به‌صورت دو طرفه به کار گرفته شود. البته باید این موضوع را نیز در نظر گرفت که توهین، افترا یا هرگونه حتک حرمت جریان‌ها، گروه‌ها و عقاید مختلف، نباید به بهانه بیان آزادانه عقاید و نظرات، در دستور کار قرار گیرد و شاید لازم باشد مرز بسیار باریکی در این زمینه، بین دو موضوع قائل شد.

به‌عبارت‌دیگر، درصورتی‌که فرهنگ‌سازی مناسبی در این زمینه صورت نگیرد، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی، نه‌تنها به میدانی برای کنترل صحیح پدیده‌های اجتماعی بدل نخواهد شد، بلکه خود می‌تواند به‌تنهایی، زمینه‌ساز شورش و به‌هم‌ریختگی اجتماعی باشد و فضا را به سمت التهاب و درگیری پیش ببرد.

متأسفانه در ایامی نظیر انتخابات، این موضوع را شاهد هستیم و تاکنون نیز راهکارهای ارائه‌شده، نتوانسته است به‌خوبی در مدیریت این فضا، مؤثر واقع شود.

فضای سایبری، نیازمند ارائه راهکارهای شفاف، به‌روز و مدیرانی با سطح درک بالا از وقایع روز است تا بتوانند ضمن داشتن بینشی عمیق و در لحظه از رخدادهای اجتماعی، زمینه را برای حضور و فعالیت نخبگان در تمامی سطوح و با تمام بینش‌ها فراهم کنند تا ضمن بیان کلیه نظرات و عقاید، امکان تبادل اندیشه نیز بین آن‌ها به وجود بیاید.

از سوی دیگر، یکی دیگر از بهترین کاربردهایی که فضای مجازی می‌تواند برای جامعه امروز داشته باشد، امکان بهره‌مندی از توانایی‌های بخش خصوصی و رونق اقتصادی در این بخش، آن‌هم در روزگاری است که بخش دولتی به دلیل مشکلات گسترده‌ای نظیر تحریم و موارد دیگر، درگیر چالش شده است و عملاً در بسیاری از موارد، امکان فعالیت ندارد.

به باور کارشناسان، بخش خصوصی، از ظرفیت‌های بسیار بالایی برای مقابله با تحریم‌ها و موارد دیگر برخوردار است و درصورتی‌که بتوان به‌درستی آن را مدیریت و کنترل کرد، می‌توان بهره‌برداری گسترده‌ای از آن انجام داد و فضای مجازی، می‌تواند بستر خوبی برای این موضوع باشد.

فضای مجازی در کنار تمام تهدیداتی که می‌تواند برای جامعه داشته باشد که البته بخش عمده‌ای از این تهدیدات با مدیریت درست قابل‌حل شدن است، ظرفیت‌های غیرقابل‌تصوری نیز برای حل چالش‌ها و بحران‌ها دارد و می‌تواند در مواقع ضروری، کشور را از گردنه‌های حساسی عبور دهد.

دشمنان ملت ایران نیز با درک این فرصت‌ها در تلاش هستند تا یکایک آن‌ها را به تهدیداتی علیه کشور تبدیل کنند و امکان بهره‌مندی از آن‌ها را از مردم و دولت ایران بگیرند. بار دیگر بر این موضوع تأکید می‌شود که برخلاف تصوری که کشورهای غربی در حال ایجاد آن هستند، جمهوری اسلامی ایران، هیچ‌گاه در پی بهره‌برداری منفی از فضای سایبری برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود نبوده و نیست و شاید بتوان گفت، اصلاً نیازی به این موضوع ندارد؛ چرا که تا زمانی که امکان بهره‌برداری صحیح از آن برای کشور وجود دارد، نیازی به بهره‌برداری ناصحیح و استفاده از حملات سایبری به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد سیاست خارجی نیست.

اما با همه این اوصاف، تلاش برای تبدیل‌شدن به یک قدرت سایبری و در حقیقت، کشوری تأثیرگذار در فضای سایبری، باید همواره در دستور کار مسئولان و حتی مردم کشور قرار داشته باشد. کشوری که حتی دورنمای آن در فضای سایبری، برای دشمن رعب‌آور باشد و دشمن همواره در این تصور زندگی کند که در صورت تعدی به فضای سایبری و مجازی جمهوری اسلامی ایران، با پاسخ‌های غیرقابل‌پیش‌بینی و مهارنشدنی از سوی کشور، مواجه خواهد شد.

 

۴۹