رفتن به محتوای اصلی
سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۸
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

جنگ تحمیلی سایبری، نگاهی به مفاهیم و راهکارها در خاکریزی جدید

گزارش راهبردی/احمد قیومی دکتری مدیریت رسانه

جنگ تحمیلی سایبری، نگاهی به مفاهیم و راهکارها در خاکریزی جدید

جنگ سایبری علاوه بر جنگ علیه زیرساخت‌ها و لایه‌های سخت شبکه و امکانات، می‌تواند بستر جنگ روانی یا جنگ ادراکی نیز باشد.

 

مردم مهمترین رکن در جنگ سایبری هستند چراکه از یک سو مردم مخاطب فضای مجازی هستند و از سوی دیگر لایه‌ای از فضای مجازی را شکل می‌دهند

•هر چند لشکر سایبری به معنای منسجم و تحت اشراف حاکمیت (مانند عربستان)‌ نداریم ولیکن چیزی مهمتر از آن داریم و آن هم لشکر سایبری مردمی و شبکه شده است

 

 

 

بر اساس تعاریف، جنگ سايبر به هرگونه عمل خصمانه عليه سيستم‌هاي رايانه‌اي، شبكه‌هاي رايانه‌اي يا پايگاه‌هاي داده رايانه‌اي دشمن اطلاق می‌شود كه با هدف كاهش كارايي يا ناتوان‌سازي صورت پذيرد.

 حملات سايبري، سيستم هاي هدف خود را غيرقابل استفاده نموده، كارايي آنها را كم كرده، با تزريق اطلاعات غلط تصميم‌گيري كاربران را كاهش می‌دهند و حتي منجر به سرقت اطلاعات می‌شوند. از سوی دیگر آنچه در تعریف جنگ اطلاعاتی آمده است، تخریب فرآیند تصمیم‌گیری با تزریق اطّلاعات غلط و دستکاری اطّلاعات، ایجاد گزینه‌های پر تعداد نامناسب پیشِ روی تصمیم‌گیر، و برهم‌زدن نظم سیستم هدف اصلی است.

 در جنگ اطّلاعاتی قرار است اولویت‌بندی گزینه‌ها برای تصمیم‌گیر دشوار شود. از آنجایی که ذخیره و انتقال اطّلاعات و حتّی فرآیند تصمیم‌گیری در دنیای امروز بسیار متّکی بر فضای سایبر و فنّاوری اطّلاعات است و این تلفیق اهمیت فضای سایبر یا مجازی را چندین برابر کرده است.

 تحلیلگران نظامی، حوزه مجازی را به عنوان یک دامنه جدید در حوزه جنگ به رسمیت شناخته‌اند که اهمیت آن اكنون، در حال فزونی گرفتن از سایر حوزه‌ها است. تروریست‌های سایبری برای رسیدن به اهداف خود که همان ضربه‌زدن و تخریب سامانه‌های اطلاعاتی رقیب است، از یکسری تسلیحات استفاده می‌کنند که به آنها "تسلیحات مجازی" می‌گویند.

 ایجاد ساز‌و‌کار‌های مناسب با جنگ‌های سایبری و اطلاعاتی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است. فضای مجازی یا سایبر لایه‌های مختلفی دارد که شامل: زیرساخت، سخت‌افزار و نرم‌افزار پایه، سرویس، محتوا، کاربر، نظامات، معماری کلان است. اگر بخواهیم قدری دقیق‌تر در این باره صحبت کنیم، باید نسبت دو عبارت جنگ اطلاعاتی و جنگ سایبری را با عباراتی مانند عملیات روانی و عملیات ادراکی مشخص کنیم:

عملیات روانی مبتنی بر ایجاد فوران احساسات، اعم از خشم یا ترس است. عملیات روانی ارتباط زیادی با عقل ندارد و پس از گذشت زمان تاثیر آن افت کرده و شخص به صورت عقلایی با آنچه رخ داده مواجه می‌شود. 

در مقابل عملیات ادراکی مبتنی بر اقناع یا حداقل مشغول کردن قوه‌عاقله‌ی اشخاص است. تاثیرگذاری عملیات ادراکی کند اما ماندگار است. 

 

 

 

 

 

 

مطابق آنچه در شکل دیده می‌شود، عملیات ادراکی و عملیات روانی هردو بر سیر تصمیم‌گیری و آگاهی افراد و سیستم‌ها تاثیر می‌گذارند لذا از انواع جنگ اطلاعاتی هستند. 

برای این تاثیرگذاری فضای سایبر می‌تواند در اختیار آنها قرار بگیرد. پس، جنگ سایبری علاوه بر جنگ علیه زیرساخت‌ها و لایه‌های سخت شبکه و امکانات، می‌تواند بستر جنگ روانی یا جنگ ادراکی نیز باشد.

برای پیروزی در جنگ سایبری بدون شک باید در همه‌ی لایه‌های آن به صورت همزمان ورود کرده و اقدامات آفندی و پدافندی را صورت داد. هرچند برخی از این لایه‌ها نقش پررنگ‌تر و برخی نقش کمرنگ‌تری دارند. 

به‌طور کلی می توان گفت لایه کاربر و محتوا و معماری کلان مهمترین لایه از این لایه‌ها هستند. در سطح بعد لایه نظامات و سرویس و در سطح آخر زیرساخت و سخت‌افزار قرار دارند که بایستی در هر یک از این لایه‌ها اقدامات موثر و متناسب را انجام داد.

در نبرد مجازی از فناوری‌های گوناگونی استفاده می‌‌شود، از جمله: فرماندهی و کنترل اطلاعات، توزیع و پردازش اطلاعات جهت دست‌یابی و برقراری ارتباطات تاکتیکی، تثبیت موقعیت و شناخت هویت دوست و دشمن در زمینه مبادلات سیستم‌‌های جنگی هوشمند، استفاده از این فناوری‌ها می‌تواند باعث اغفال و ایجاد اختلال در تجهیزات ارتباطی و اطلاعاتی طرف مقابل شده و راهی جهت نفوذ به آن پیدا کند. در چنین شرایطی جنگ سایبری تنها به حوزه سخت‌افزاری و تخریب سیستم‌ها محدود نمی‌شود. بلکه در حوزه‌ی نرم‌افزاری و تاثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق شایعات، تبلیغات دروغین و راهبری توده‌ها نیز جنگ سایبری معنادار می‌شود.

از آنجا که تهدیدات سایبری تنها مختص عملیات نظامی در سطح حکومتی نیست و می‌تواند در سطوح تجاری و فردی نیز مورد استفاده قرار گیرد، تجهیز عموم مردم به راهکارهای مقابله با این تهدیدات ضروری به نظر می‌رسد. سواد رسانه‌ای به عنوان مهارتی جامع برای مدیریت هوشمندانه‌ مواجهه با رسانه‌ها یکی از این راهکارهاست.

مردم مهمترین رکن در جنگ سایبری هستند چراکه از یک سو مردم مخاطب فضای مجازی هستند و از سوی دیگر لایه‌ای از فضای مجازی را شکل می‌دهند. در واقع هنگامی که از فضای مجازی صحبت می‌کنیم بخش مهمی از خود فضای مجازی مردم هستند. دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران مردم‌پایه است و به همین دلیل آحاد مردم رکن مهمی در نظام دفاعی جمهوری اسلامی ایران هستند. بنابراین از یک سو مردم در نقش فعال و تولید‌کننده و افسران این  نبرد و از سوی دیگر در نقش مخاطب اهمیت دارند.

برای فعال کردن ظرفیت مردم و ایمن کردن ایشان در مقابل تهدیدات فضای مجازی،‌ قدم اول ارتقای سواد رسانه ای و سواد فضای مجازی عموم مردم است و در حقیقت تجهیز مردم به سلاح سواد فضای مجازی گام اول از این جنگ خواهد بود. همانطور که اشاره شد فضای مجازی لایه‌های مختلفی دارد و دشمن برای هر لایه طراحی ویژه‌ای صورت داده و ابزار خاصی برای جنگ استفاده می‌کند. مثلا برای لایه سرویس از ایجاد پیام‌رسان‌ها، برای محتوا از تجهیز تیم‌های تولید محتوا (مانند تیم سایبری عربستان)، برای لایه زیرساخت از دراختیار گرفتن گلوگاه‌های زیرساختی، و ... در این جنگ بهره می‌برد.

استفاده از رسانه‌ها در راه تضعيف كشور هدف و بهـره گيـري ازتوان و ظرفيت آنها به منظور دفاع از منافع ملي، بنيادي‌ترين تعريف جنگ رسانه‌اي است كه از جنگ‌هاي جديد و در اصطلاح نرم به شمار مي‌رود. رسانه‌ها به شيوه‌هاي گوناگون مي‌كوشند فضاي ذهني گروه‌هـاي هـدف را در جهـت خواسته‌هاي حاكمان شكل دهند.

 هدف و مخاطب اين گونه برنامـه‌ريـزي‌هـا الزا مـاً مـردم كشورهاي بيگانه يا نيروهاي دشمن نيستند، گاه مردم كشور خودي نيز به عنوان هدف ايـن فعاليت‌ها در نظر گرفته مي‌شوند. طراحان جنگ رسانه‌ای نه لزوماً ژنرال‌های پادگان‌نشین، بلکه ممکن است پروفسورهای کالج‌ها و بخش‌های رسانه‌ای در دانشگاه‌های معتبر هر کشوری باشند.

 ابزارهای جنگ رسانه‌ای از حیث سخت‌افزاری انواع رسانه‌های دیداری، شنیداری، مکتوب و رسانه‌های نوین مبتنی بر فضای مجازی است. اما نکته حایز اهمیت در این زمینه ساخت نرم‌افزاری جنگ رسانه‌ای است.در ادامه به دو روش در این حوزه می پردازیم. ابتدا روش ديپلماسي عمومي از طریق رسانه، اين روش به معناي کاربرد ابزارهاي بين فرهنگي و ارتباطات بين‌الملل در سياست خارجي است و به گونه‌اي فراگير، شامل ديپلماسي فرهنگي و ارتباطي می‌شود. 

در همين چارچوب، تأثيرگذاري بر نگرش‌هاي عمومي براي شکل‌دهي و اجراي سياست خارجي، از اهداف ديپلماسي عمومي است. استفاده از رسانه‌ها به صورت رسمی یکی از ابزارهای جدی دیپلماسی عمومی مدنظر است. به عنوان مثال در سال‌های اخیر پخش سریال‌های کره‌ای مصداق دیپلماسی عمومی کشور قدرتمند اقتصادی آسیای جنوب شرقی در کشور ما محسوب می‌شود، ايجاد افکار عمومي توسط دولت‌ها در کشورهاي ديگر، تعامل گروه‌هاي خصوصي يک کشور با نظاير خود در کشورهاي ديگر، گزارش مسائل خارجي و تأثير آن بر سياست، ارتباط ميان عناصر حرفه‌اي ارتباط‌گیر مانند ديپلمات‌ها و خبرنگاران خارجي و فرايند ارتباطات بين‌فرهنگي، از جمله ابعاد ديپلماسي عمومي است. 

ديپلماسي عمومي در حوزة تبادلات فرهنگي و آموزشي، شامل تبادل استاد و دانشجو، تبادلات دانشگاهی، برنامة تدريس پيرامون کشور مورد نظر در دانشگاه‌هاي خارجي، آموزش زبان انگليسي و برنامه‌هاي هنري و در حوزة فعاليت‌هاي اطلاع‌رساني، شامل ايجاد سايت‌هاي رسمي حاوي بيانيه‌هاي دولتي و مواضع رسمي، اعزام متخصصان خودي به کشور هدف به منظور پاسخ به پرسش‌ها و ابهامات پيرامون کشور مورد نظر، برنامه‌هاي کنفرانس از راه‌دور و مواردي از اين دست مي‌شود و در نهايت، در حوزة برنامه‌هاي بين‌المللي، شامل پخش برنامه‌هاي دولتي و رسمي از طريق رسانه‌هاي ديداري و شنيداري است.

به تحقيق، روش‌هاي ديپلماسي عمومي، عمليات ادراکي و تا حدودي عمليات رواني شباهت‌هايي با يکديگر دارند. 

به خصوص اين شباهت‌ها ميان دو مورد اول نيز بيشتر است. اما ديپلماسي عمومي سه ويژگي منحصر به فرد دارد: اول اينکه، طرح‌ها و برنامه‌هاي آن آشکار و علني است؛ دوم اينکه، در چارچوب سياست خارجي يک کشور تعريف مي‌شود و سوم اينکه، باني و متولّي اصلي و رسمي آن، دولت است؛ هر چند ممکن است نهادهاي خصوصي نيز در اين رابطه به کار گرفته شوند.دوم روش عمليات ادراکي از طریق رسانه، اين روش به دنبال تأثيرگذاري بر نگرشها، باورها، عقايد و ارزش‌هاي طرف مقابل با هدف ايجاد تغييرات در مخاطب تا سرحد همسو شدن آنان با اهداف و منافع عمل‌کننده است. 

روش ادراکي، بيشتر مبتني بر ترويج است؛ يعني رواج دادن باورها، ارزش‌ها و عقايد متناسب با خواسته‌ها و اهداف خود و نيز مبتني بر نوعي آموزش جهت‌دار است. عمليات ادراکي با عمليات رواني متفاوت است؛ زيرا عمليات رواني به دنبال ايجاد تغييرات فوري، آنهم در سطح افکار است. هدف اصلي عمليات رواني، تهييج و تحريک است و اين با هدف اصلي عمليات ادراکي متفاوت است. در عملیات ادراکی، شخص بدون آنکه هیجان‌زده باشد، درحالیکه به راحتی در منزل خود نشسته و فکر می‌کند که مشغول تحلیل منصفانه‌ مسائل است، چنان ضرایب اهمیت او به مسائل، و نگرش او به توانایی‌های خود و دشمن در گذر زمان به آرامی تغییر داده می‌شود که وی بدون متوجه شدن این موضوع، نتایج ظاهرا عقلایی جدیدی، مطابق آنچه دشمن می‌خواهد می‌گیرد. 

هدف اصلي روش ادراکي، نخبگان و در حد نازلتر آن، قشر تحصيلکردة جامعه است. بر اين اساس، اين روش به دنبال توليد نظريه‌ها، طرح‌هاي مفهومي، الگوها و تصاوير ذهني بادوام به منظور تطبيق هر چه بيشتر باورها، ارزش‌ها و عقايد مخاطب با اهداف و منافع سازنده است. در واقع؛ اين روش به دنبال آن است که ديگران را به باور کردن و عقيده‌مند شدن به چيزي متقاعد کند که خود به دنبال آن است؛ حال حقيقت هر چه مي‌خواهد، باشد.

 در سال‌های اخیر ایران اسلامی دستاورد هایی در جنگ سایبری داشته است که در چند گام به آن اشاره خواهیم کرد. مهمترین دستاورد ایران در گام نخست هوشیارسازی و بیدارسازی و ارتقای سواد فضای مجازی مردم بوده است و اگر این کار به طور کامل صورت پذیرد جامعه ما در مقابل تهدیدات فضای مجازی بیمه خواهد شد و از فرصت بی‌نظیر این فضا برای دستیابی به آرمان‌ها و اهداف خود بهره می‌برد.

 آنچه باید مورد توجه قرار گیرد این است که دشمن نباید بتواند حتی بدون عملیات ادراکی و تنها با عملیات روانی سطحی، رفتاری را که می‌خواهد از مخاطب ببیند. این امر نیازمند ایجاد دغدغه‌ جدی میان تمام گروه‌های مردم، درباره‌ی چگونگی کسب اخبار، چگونگی تحلیل اخبار، نیت منتشرکنندگان اخبار و در یک کلام سواد رسانه‌ای و فضای مجازی است. همچنان تاکید می‌کنیم که ایجاد دغدغه‌ در مردم نسبت به این موضوع، از خود ارائه‌ی محتوا مهمتر است؛ زیرا مردمی که در این موضوع دغدغه‌مند باشند خود به سمت به‌دست آوردن محتوا حرکت خواهند کرد.

در گام دوم ایجاد سرویس‌های موازی و معادل سرویس‌های بیرونی و همچنین شبکه‌های خدمات‌رسانی در فضای مجازی را می‌توان از دیگر دستاوردها دانست. همچنین در حال تکمیل زنجیره تولید و توزیع محتوا هستیم که اگر این امر صورت پذیرد بخش مهمی از سردرگمی فعلی محتوا در فضای مجازی رفع خواهد شد. 

بطور کلی در حوزه‌هایی که مردمی‌تر بوده‌اند پیش رفته‌ایم ولی در حوزه‌هایی که مسئولین می‌بایست ورود می‌کردند هنوز خلاء وجود دارد و در این حوزه مسئولین از مردم عقب هستند. هر چند لشکر سایبری به معنای منسجم و تحت اشراف حاکمیت (مانند عربستان)‌ نداریم ولیکن چیزی مهمتر از آن داریم و آن هم لشکر سایبری مردمی و شبکه شده است. 

این لشکر کاملا متناسب با ویژگی‌های فضای مجازی است و بسیار کارآمدتر و مفیدتر از لشکر سایبری حاکمیتی عمل می‌کند. امروز می‌توانیم ادعا کنیم جزایر جداگانه در حوزه سایبری در حال پیوستن به یکدیگر و شبکه‌شدن هستند و بدون شک ایران یکی از قوی‌ترین لشکرهای سایبری مردمی در جهان را دارا است که مانند دفاع مقدس با حضور مردم شکل گرفته و در این راستا  سازمان‌های مردم نهاد جبهه انقلاب  تلاش کرده‌اند نقش شبکه کردن و یکپارچه کردن این لشکر را برعهده داشته باشند و حامی و هدایتگر این جریان مردمی باشند.

نکته‌ی مهمی که آحاد مردم به عنوان اعضای این لشگر سایبری باید به آن توجه داشته باشند این است که نباید نسبت به میزان اثرگذاری فضای سایبر دچار توهم شد. 

صرفا با فوروارد کردن چند پست در فضای محتوای انقلابی و لایک کردن یا توییت‌های درون‌گفتمانی، تاثیری در بدنه‌ و عموم مردم ایجاد نخواهد شد. نباید فراموش کرد که تاثیرگذاری بر مخاطب، از جنس تربیت و فتح قلوب است و دین ما این امور را از زمان‌برترین مسائل می‌داند.

 اگر فضای سایبر محتوا را سریع به دست مخاطب می‌رساند، یا می‌تواند مخاطب را بمباران کند، باید به این نکته هم توجه داشت که فتح عقول و قلوب چه در نخبگان و چه در مردم عادی، امری زمان‌بر، نیازمند طراحی و مهمتر از همه نیازمند شناخت رو در رو از ایشان است. بی‌توجهی به این نکته باعث می‌شود فعالان فضای مجازی منتظر نتایج و بازدهی زود و سریع باشند و وقتی این نتایج به‌دست نیامد، سرخورده شوند یا بازهم بیشتر و بیشتر به دنبال طراحی راه‌حل‌های زودبازده (و طبیعتا کم عمق) باشند. تولید محتوا برای مخاطب بدون شناخت عام (انسان شناسی اسلامی) و شناخت خاص( شناخت خصوصیات گروه‌های مختلف مردم) از او، فعالیت‌های رسانه‌ای جبهه‌ی انقلاب را کم‌اثر (و حتی در مواردی با اثر معکوس) خواهد ساخت. لذا این مساله باید هم برای مسئولین فرهنگی فضای مجازی کشور و هم مردم تبیین و پررنگ شود.

 

منابع:

جعفری، علی‌اکبر؛ نیک روش، ملیحه. جنگ نرم در بستر تهدیدات سایبری و راهکارهای امنیت سازی. فصلنامه مطالعات عملیات روانی. زمستان و بهار ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲. شماره ۳۵

ضیایی پرور، حمید؛ جنگ سایبری بعد از انتخابات. ۱۳۹۲. موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.

ماه پیشانیان، مهسا. فضای سایبر و شیوه های نوین درگیری ایالات متحده با جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه نامه پژوهش فرهنگی. بهار ۱۳۹۰ - شماره ۴۵- صص ۹۵ تا ۱۲۲

یادگاری، وحید؛یسیلیانی، ناصر؛متین فر، احمدرضا. نقش امنیت فاوا در جنگ سایبری علیه سازمان های امنیتی با رویکرد پدافند غیرعامل . فصلنامه پژوهش های حفاظتی و امنیتی. بهار ۱۳۹۶ - شماره ۲ – صص ۴۶ – ۸۴

Thoman, Elizabeth.‎ Media Literacy—A National Priority for a Changing World - September 2004 - American Behavioral Scientist 48(1)‎:18-29

 

۴۹