رفتن به محتوای اصلی
شنبه ۲۷ مهر ۱۳۹۸
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

دنیای رنگارنگ و پرفریب اینستاگرام

پاپسا گزارش می‌دهد

دنیای رنگارنگ و پرفریب اینستاگرام

نبود ملاک‌های مشخص انتخاب برای سلبریتی های اینستاگرامی و انتخاب آن‌ها، صرفاً بر اساس ظاهر، ثروت، جذابیت‌های جنسی و مواردی ازاین‌دست، سبب شده است تا شخصیت‌های منتخب اینستاگرام، الگوهای مناسبی منطبق بر هنجارهای اجتماعی و ایرانی-اسلامی نباشند.

دنیای رنگارنگ اینستاگرام، در سال ۲۰۱۰، با هدف اشتراک‌گذاری زندگی کاربران به‌وسیله عکس و فیلم‌های کوتاه، آغاز به کار کرد. در حقیقت، نام این شبکه اجتماعی نیز بر همین اساس، انتخاب شده است. واژه اینستاگرام ترکیبی از دو واژه Instant Camera و Telegram به معنی پیام‌رسانی فوری از طریق عکس و دوربین است. در مدت‌زمان بسیار کوتاهی این برنامه توانست سودآوری به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار آمریکا برای سرمایه‌گذاران داشته باشد و این مسئله سبب شد فیس بوک، به خرید این شبکه اجتماعی پرطرفدار اقدام نماید.

فیلتر شدن تلگرام در اردیبهشت‌ماه ۹۷، عاملی برای رشد کاربران این شبکه اجتماعی، در ایران بود. با فیلتر شدن تلگرام، حجم کثیری از کاربران این شبکه اجتماعی، به سمت اینستاگرام سرازیر شدند؛ اما این شبکه، تنها در ایران، یک شبکه پرطرفدار نیست و بر اساس آخرین آمار، در جهان مخاطبانی در حدود ۱ میلیارد نفر را به خود اختصاص داده است.

یکی از واژگانی که به‌تازگی و با رشد فعالیت اینستاگرام در ایران رواج یافته است، سلبریتی است. سلبریتی به شخصیت‌ها و افرادی گفته می‌شود که طرفداران زیادی در لایه‌های مختلف اجتماع دارند و به دلیل محبوبیتشان در بین مردم، به الگوهای تأثیرگذاری تبدیل می‌شوند. متأسفانه، این افراد در کشور ما، لزوماً انسان‌های نخبه نیستند و در اغلب موارد، صرفاً با توجه به ملاک‌های سطحی انتخاب می‌شوند. نبود ملاک‌های مشخص انتخاب برای سلبریتی های اینستاگرامی و انتخاب آن‌ها، صرفاً بر اساس ظاهر، ثروت، جذابیت‌های جنسی و مواردی ازاین‌دست، سبب شده است تا شخصیت‌های منتخب اینستاگرام، الگوهای مناسبی منطبق بر هنجارهای اجتماعی و ایرانی-اسلامی نباشند.

متأسفانه همین انتخاب نادرست و الگوبرداری از این شخصیت‌ها توسط جوانان و در مواردی نخبگان جامعه، سبب شده است تا آسیب‌های جدی به بدنه اجتماعی کشور وارد شود و افکار عمومی، به‌درستی نتوانند حق و باطل را از یکدیگر تشخیص دهند. از سویی عدم انتخاب درست در لایه‌های مختلف اجتماعی و فریب افکار عمومی، سبب شده است تا مدیریت امروز کشور، دچار چالش‌های جدی بر سر راه خود باشد.

 همین مسئله سبب شده است در موارد بسیاری، بخشی از اجتماع، بدون در نظر گرفتن مصالح عقلی، صرفاً با در نظر گرفتن احساسات، به پیروی از این گروه مشغول شوند که در مواردی، هزینه‌های گزافی نیز به اجتماع، تحمیل خواهد شد. به‌بیان‌دیگر، مدیران اینستاگرام تصمیم گرفته‌اند از این طریق، مدیریت افکار را به شیوه‌ای کاملاً نرم و بدون بهره‌گیری از هرگونه خشونت انجام دهند که قطعاً استفاده از این روش، اراده‌ای برای مقابله را در طرف مغلوب، باقی نمی‌گذارد.

درآمدزایی در کانال‌هایی جدید و نامتعارف

کسب‌وکارهای اینستاگرامی، نوع جدیدی از کسب درآمد در فضای سایبری محسوب می‌شوند. این مدل از فعالیت‌های اینترنتی، هم دارای فرصت می‌باشند و هم می‌تواند چالش آفرین باشند. به‌عبارت‌دیگر، درآمدزایی در بستر این شبکه اجتماعی، علاوه بر فروش مستقیم یک نوع کالا، از راه تبلیغات توسط چهره‌های سرشناس و در وهله بعدی، فروش حساب‌های کاربری با تعداد بالای فالوور (دنبال کننده) محقق خواهد شد. به باور کارشناسان، این نوع کسب درآمد، شغل محسوب نمی‌شود و صرفاً یک درآمدزایی کاذب است. ارقام مالی جا به جا شده در این شبکه نیز قابل‌توجه است و بعضاً، رقم‌های تبادل شده، از مرز چند ده میلیون نیز عبور می‌کند. این مسئله سبب شده است تا بخشی از انرژی بازاریابی در کشور، به سمت این موضوع سر ریز شده و سطح توقع درآمد در لایه‌های مختلف مردم، به طرز کاذبی افزایش پیدا کند. به باور کارشناسان، عدم تعهد افرادی که در این شبکه، تراکنش‌های مالی دارند، به نهادهایی نظیر سازمان امور مالیاتی و فرار گسترده مالیاتی به تبع آن، امکان کلاه‌برداری‌های گسترده و نبود امکان نظارت بر تراکنش‌های صورت گرفته، حرکت نقدینگی در جامعه به سمت‌وسوهای نامعلوم و ده‌ها مورد دیگر، تنها بخشی از آسیب‌هایی است که شبکه‌های بی‌نام‌ونشان خارجی، می‌توانند بر اقتصاد کشور داشته باشند. از سوی دیگر، نبود قوانین دست‌وپا گیر برای کسب‌وکارها در این فضا، بر جذابیت آن افزوده و تمایل مردم به ورود به بازار اقتصادی کاذب آن افزایش پیدا خواهد کرد.

نکته قابل‌تأمل در این زمینه، لزوم تعیین چارچوب و الگویی مشخص برای افراد و کسانی است که قصد دارند در این فضا اقدام به فعالیت کنند یا از این بستر، برای گسترش کسب‌وکار خود بهره ببرند. متأسفانه نبود نظارت در بستر این پیام‌رسان، سبب شده است تا بستر مناسبی، در اختیار گروه‌های مجرم، نظیر فروشندگان مواد مخدر، مشروبات الکلی، سلاح‌های سرد یا گرم و موارد غیراخلاقی قرار بگیرد. نکته تأسف‌برانگیزتر، آن است که بسیاری از این مجرمان، در ازای انجام دادن جرائم، مورد هیچ بازخواست و عتابی قرار نمی‌گیرند و برخوردهای مقطعی، سبب خواهد شد تا حتی مشاغل بدون مشکل نیز، در ادامه فعالیت خود، با دشواری و اختلال مواجه شوند. به‌بیان‌دیگر، متولی خاصی برای حل بحران‌های به وجود آمده در این زمینه، وجود ندارد.

تجمل‌گرایی و تغییر سبک زندگی، دستاورد جدید اینستایی ها

یکی از درگیری‌های این روزهای اینستاگرام و کاربران آن‌ها، تغییر منش‌های اخلاقی و سبک زندگی به شیوه‌های نامتعارف با فرهنگ ایرانی اسلامی است. از ابزارآلات لوکس و غیرقابل‌دسترس برای بخش عظیمی از جامعه ایرانی گرفته تا نکات و موارد خلاف شرع و قانون جامعه، همه و همه در زندگی جامعه ایرانی امروزی، رسوخ کرده و چالش‌های متعددی را برای لایه‌های مختلف مردم، ایجاد کرده است. بر اساس برخی آمارها، اینستاگرام در بین کاربران ایرانی، سهمی ۲۵ میلیونی از کاربران را به خود اختصاص داده است و این آمار، بیشتر در لایه جوانان و کودکان ایرانی، تعریف شده است. متأسفانه آمارهای منتشرشده از تعداد کاربران فعال در این شبکه، درصد نفوذ بالای آن در بین کاربران ایرانی و قدرت تأثیرگذاری گسترده آن را نمایش می‌دهد، موضوعی که نیاز به رسیدگی فوری و خارج از برنامه‌های روتین و عادی دارد.

به استناد مقاله منتشرشده در وب‌سایت یورونیوز، فعالان حاضر در اینستاگرام، ۶۳ درصد بیشتر از دیگران، احساس بدبختی می‌کنند. با نگاهی به فعالیت کاربران این شبکه اجتماعی، به‌راحتی می‌توان متوجه دلیل این موضوع شد. نمایش خودروهای گران‌قیمت، لباس و ساعت‌های لوکس، غذاهای گران‌قیمت و خارج از عرف و هزاران مورد دیگر، تنها بخشی از مواردی است که اخلاق را نه‌تنها در ایران، بلکه در کل جهان هدف قرار داده‌اند. طبیعتاً زمانی که مدل جدیدی از سبک زندگی در بین کاربران کم سن و سال که به‌راحتی از اطراف خود تأثیر می‌پذیرند ترویج یابد، کاربر در مقام قیاس با این مدل از زندگی برآمده و تلاش می‌کند که خود را به آن نزدیک نماید. طبعاً نرسیدن به آن سبک از زندگی، تأثیرات فراوانی از قبیل افسردگی و درنهایت هزاران مشکل روحی و روانی بر زندگی اجتماعی و فردی افراد خواهد داشت.

متأسفانه در سال‌های اخیر، شاهد آن بوده‌ایم که طراحان ایده‌های عملیات روانی یا تغییر اذهان در داخل و خارج از کشور، بر موج ایجاد شده در بستر این رسانه سوار شده‌اند و با سوءاستفاده از این جریان، در قالب ایجاد تشکل‌های مردم‌نهاد و گروه‌های NGO، اقدام به باور سازی و تغییر اعتقادات گروه‌های مختلف اجتماعی می‌کنند، جایی که باز هم از نبود نهادهای نظارتی مناسب، رنج می‌برد.

تهدیدات امنیت ملی در بستر اینستاگرام

یکی دیگر از تهدیداتی که امروزه، بهره‌برداری بی‌حساب‌وکتاب از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر دوش جامعه ایرانی تحمیل کرده تهدیدات امنیتی و انجام اقدامات هنجار شکنانه است. مشخص‌ترین نوع این تهدیدات، دعوت به انجام تجمعات خشونت‌آمیز و سازمان‌دهی اقداماتی برای بر هم زدن نظم و امنیت است که در تعاریف موجود، به اقدام علیه امنیت ملی تعبیر می‌شود.

اما این تمام ماجرا نیست. در مواردی، شاهد آن بوده‌ایم که این شبکه، به بستری برای آموزش جرم و جنایت و اقدامات مجرمانه تبدیل شده است و در سایه نبود نظارت مؤثر، مجرمان از لایه آشکار اجتماع، به بستر فضای مجازی کوچ کرده‌اند. از سویی، تأسیس کانال‌هایی به‌منظور فروش اقلام و تجهیزات مجرمانه، نظیر مشروبات الکلی، مواد مخدر، تسلیحات سرد و گرم و غیره، ازجمله مواردی است که همه و همه، موجبات تهدیدات امنیت و روان جامعه را فراهم کرده است.

راهکار مقابله با تهدیدات اینستا چیست؟

گرچه ممکن است در نگاه اول، فیلترینگ و مسدودسازی دسترسی به شبکه اجتماعی محبوبی نظیر اینستاگرام، به‌عنوان راهکاری برای مهار آسیب‌های آن به نظر بیاید، اما در حقیقت، این موضوع، بارها در مورد شبکه‌های دیگر اجتماعی، نظیر توییتر، فیس‌بوک و تلگرام، امتحان خود را پس داده است. از سویی، با توجه به آنکه در شبکه‌های داخلی کشور، نمونه مشابهی برای این شبکه اجتماعی یافت نمی‌شود و خواسته یا ناخواسته، بستر برخی از کسب‌وکارهای اینترنتی در کشور، بر این شبکه اجتماعی پهن‌شده است، حذف آن می‌تواند تأثیرات نامطلوب بر اقشار مختلف اجتماع بگذارد.

مهم‌ترین هدفی که مسئولان امر در کنترل تهدیدات اینستاگرام و شبکه‌های مشابه باید در دستور کار خود قرار دهند، ایجاد یک سیستم نظارتی و کنترلی مناسب برای جلوگیری از تسلط بیگانگان بر افکار عمومی جامعه و تلاش برای خط دهی به آن‌ها است.

در وهله اول، مؤثرترین راهکار مقابله با چالش‌های ایجادشده در بستر این شبکه اجتماعی، تقویت لایه‌های مختلف نظارتی و ایجاد چارچوبی مشخص برای فعالیت‌های تبلیغاتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در حقیقت، در مرتبه اول، باید تمهیداتی اندیشیده شود تا افراد و گروه‌ها، برای انجام فعالیت‌های مختلف خود در این شبکه اجتماعی پاسخگو باشند. عدم برخورد کافی و مناسب با بسیاری از مجرمان اینستایی، به‌خودی‌خود، زمینه‌ساز ایجاد جرم‌های سنگین‌تر، در این بستر خواهد بود.

مشکل دیگر در این زمینه، کمبود اقدامات ایجابی مناسب، برای کم اثر کردن اقدامات مخرب دشمن است. قطعاً، مقابله با تهدیدات فضای اینستاگرام و بسیاری دیگر از شبکه‌های اجتماعی، تنها به‌وسیله مسدودسازی و قطع دسترسی، امکان‌پذیر نخواهد بود و ایجاد کانال جایگزین، مؤثرترین شیوه برای رسیدن به نتیجه مطلوب مقابله با چالش‌ها خواهد بود.

البته در سال‌های اخیر، اقداماتی در این زمینه صورت پذیرفته است، اما به دلیل نداشتن معیارهای عامه‌پسند بودن، نتوانسته جای خود را در بین مخاطبان باز کند و از اقبال عمومی برخوردار نشده است. نکته مشخص، تغییر سلیقه‌ها، نسبت به سال‌های گذشته است و این موضوع، ضرورت تغییر روش‌های برنامه‌سازی را به مسئولان ذی‌ربط، یادآور می‌شود.

باید نمونه موفق داخلی معرفی کنیم

یکی از اقدامات مؤثری که می‌توان به وسیله آن، از تمایل مردم به شبکه‌های اجتماعی خارجی کاست، تولید یک نمونه موفق داخلی و تقویت آن است. البته نباید به نحوی عمل کرد که از آن، حس انحصارطلبی در بین مردم ایجاد شود، اما انتشار یک نمونه موفق داخلی، قطعاً از حجم طرفداران پیام‌رسان‌های خارجی خواهد کاست. باید بر این نکته نیز تأکید کرد شبکه‌های مثل اینستاگرام، تلگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی، از جانب نهادهای ثروتمند بین‌المللی حمایت می‌شوند و درصورتی‌که تولیدکنندگان داخلی، بخواهند خود را از لحاظ میزان بودجه، با این شبکه‌ها مقایسه کنند، قطعاً نمی‌توانند نتیجه مطلوبی به دست بیاورند.

نکته‌ای که مدیران شبکه‌های اجتماعی بومی، باید به آن توجه کنند، این است که هزینه‌های در اختیار را به بهترین نحو ممکن، بهینه‌سازی کنند و بتوانند با مدیریت درست منابع و امکانات، جای خود را در میان مخاطبان، باز کنند. شاید بتوان عنوان نبرد نامتقارن را به پروژه‌ای که مدیران این شبکه‌های اجتماعی، علیه کشور به راه انداخته‌اند، اطلاق کرد. هزینه‌های گزاف و نامحدود و استفاده از تمام فاکتورهای موجود برای تأثیرگذاری بر جوامع دیگر، توان آن‌ها را به‌شدت افزایش داده و فضا را برای فعالیت مدیران شبکه‌های اجتماعی بومی، محدود کرده است.

از سویی، باید تأکید کرد که کپی‌برداری از یک نمونه خارجی، صرفاً نمی‌تواند دلیلی بر موفق بودن یک طرح داشته باشد و اتفاقاً در برخی موارد، می‌تواند نتیجه عکس هم بدهد. در کشور ما، در موارد متعددی مشاهده‌شده است که ما برای حل چالش و تهدید یک موضوع، تلاش کرده‌ایم با خلق نمونه صرفاً مشابه با آن، صورت‌مسئله را از بین ببریم.

راه‌حل موفق در این زمینه، به اعتقاد کارشناسان، الگوبرداری از نمونه‌های موفق و تلاش برای منطبق سازی آن، با نیازهای داخلی است. ما باید بپذیریم که در داخل کشور، با ۸۰ میلیون سلیقه متفاوت روبرو هستیم و قطعاً، تأمین همه این سلیقه‌ها، غیرممکن خواهد بود، اما نکته دست‌یافتنی، تلاش برای جذب عقیده‌های یکسان و نزدیک و همسو کردن عقیده‌های متفاوت یا مخالف است.

باید پذیرفت که اقدامات سلبی و قهرآمیز، راه‌حل نهایی است و نباید در وهله اول، به آن متوسل شد. این مسئله، هماهنگی هر چه بیشتر نهادهای فرهنگی، امنیتی، انتظامی و قضایی را طلب می‌کند و یادآور می‌شود که اقدامات بدون برنامه و موازی، قطعاً علاوه بر ثمربخش نبودن، هزینه‌ها و سرمایه‌ها را به باد خواهد داد. وجود نگاه همه‌جانبه و بررسی تمام دیدگاه‌ها در زمینه فضای مجازی، نکته مهم و اصلی است و باید با هم‌افزایی و استفاده از متخصصان امر، در زمینه مقابله با تهدیدات فضای مجازی، اقدام مؤثر انجام داد.

در پایان، بر این موضوع تأکید می‌شود که کشور در زمینه فضای مجازی، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و دلسوزانه است و درصورتی‌که در زمان ممکن، اقدام به انجام این کار نکنیم، کنترل هزینه‌های آن در آینده، بسیار سخت و در مواردی، غیرممکن خواهد بود.

 

۴۹