رفتن به محتوای اصلی
سه شنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۸
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

مروری بر سیر تاریخی قطع اینترنت در جهان

مروری بر سیر تاریخی قطع اینترنت در جهان

آمریکا، کشوری که خود را متولی تمام زیرساخت‌های جهان می داند، هر روز به دنبال به‌روزرسانی ابزارهای فشار بر سایر کشورهایی است که با سیاست‌های این کشور مخالفت می‌کنند. تحریم‌های اقتصادی، پزشکی، تسلیحاتی و ...، روش‌هایی است که تاکنون علیه کشورهای مختلف، توسط مقامات کاخ سفید مورداستفاده قرار گرفته است.

تحریم و قطع اینترنت، جدیدترین ابزاری است که به ادعای برخی کارشناسان، احتمالاً آمریکا برای مقابله با مخالفان خود، در دستور کار قرار خواهد داد. اینکه آیا آمریکا از این روش جدید استفاده خواهد کرد یا خیر، موضوع جداگانه‌ای است، اما نکته قابل‌تأمل، زمانی است که این کشور، بررسی چنین طرحی را در دستور کار خود قرار داده است.

 

همه‌چیز از یازده سپتامبر آغاز شد

 

پس از حوادث یازده سپتامبر، دولت آمریکا به بهانه مبارزه با تهدیدات تروریستی فرارو، قانونی تحت عنوان قانون میهن‌دوستی آمریکا را به تصویب رساند تا کنترل‌های امنیتی خود را افزایش دهد. این لایحه بدعتی امنیتی در تاریخ آمریکا و در تاریخ روابط بین‌الملل بود که طی مدت‌زمانی اندک، لایحه‌ای با حجم بیش از دویست صفحه را به تصویب رساندند.

 این لایحه، مقررات سخت‌تری را برای مهاجرت، اقامت و تابعیت مهاجران غیر آمریکایی وضع می‌کرد و امکان هرگونه اقدام پیشگیرانه در داخل آمریکا را به بهانه تأمین امنیت، به قوه مجریه می‌داد.

ده سال پس‌ازاین حادثه، دولت آمریکا بار دیگر اقدامی مشابه را این بار در فضای سایبر در دست انجام داشت. پس از تحولات مصر و اقدام دولت سرنگون‌شده این کشور در قطع اینترنت برای جلوگیری از سازمان‌دهی معترضان، دولت آمریکا نیز به این فکر افتاد تا امکان اقدامی مشابه را در سطح جهانی برای خود فراهم کند.

بر این اساس سناتور جو لیبرمن، سوزان کالینز و تام کارپر لایحه‌ای ۲۰۰ صفحه‌ای را با عنوان لایحه امنیت سایبری تقدیم کنگره کردند. عنوان دقیق این لایحه، "قانون حمایت از فضای سایبری به‌عنوان دارایی ملی" بود که تشکیل دفتر سیاست‌گذاری فضای سایبر در دفتر ریاست جمهوری و "مرکز ملی امنیت سایبری و ارتباطات" در سازمان امنیت ملی آمریکا یکی از بندهای این لایحه بود. این بخش وظیفه داشت، کنترل تمام ورودی‌ها و خروجی‌های درگاه اینترنت از طریق شرکت‌های سرویس‌دهنده اینترنت را داشت.

بر اساس دو قانون یادشده، دولت باراک اوباما نيز همچنان اقدام نظامي عليه كشورهاي ديگر يا عليه گروه‌های مخالف غيردولتي (يا تروريستي) در مناطق مختلف جهان را، آن‌چنان‌که دولت بوش موردپذیرش و عمل قرار داده بود، دنبال می‌کرد و در اين رابطه، نه‌تنها خود را نيازمند تصويب قطعنامه‌هاي سازمان ملل متحد و اقدام‌ها و بررسی‌های بین‌المللی نمي‌دانست، بلكه دفاع پيشگيرانه و نيز حمله «پیش‌دستانه» را نيز حق خود قلمداد می‌کرد، امري كه در تناقض آشكار با منشور ملل متحد بود كه بر اساس آن، هيچ كشوري اجازه ندارد جز در حالت دفاع مشروع، دست به اقدام یک‌جانبه نظامي بزند.

البته این قانون، تنها نقض آشکار قوانین بین‌المللی، توسط ایالات‌متحده نبود. در ماه‌های اخیر، دولت ترامپ نیز با خروج از بسیاری کنوانسیون‌ها و قراردادهای مختلف، ثابت کرده است که هیچ اهمیتی برای کنوانسیون‌ها و قراردادهای بین‌المللی قائل نیست و به تنها چیزی که می‌اندیشد، حفظ منافع به هر قیمتی است

 

 Kill Switch؛ مهم‌ترین بخش لایحه امنیت سایبری

 

تهدید ایالات‌متحده به قطع اینترنت، مربوط به یک الی دو سال گذشته نیست. در حقیقت ریشه این موضوع، به حدود ۷ الی ۸ سال گذشته برمی‌گردد، یعنی دقیقاً زمانی که این کشور، لایحه مهم امنیت سایبری را در دستور کار قرار داد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های لایحه امنیت سایبری که جنجال بسیاری نیز به دنبال داشت، کلید قطع اینترنت یا Internet Kill Switch بود.

بر اساس این بند از لایحه، رئیس‌جمهور آمریکا می‌توانست در شرایط اضطراری، مانند حملات سایبری به تأسیسات و زیرساخت‌ها، بخشی از ورودی‌های شبکه جهانی اینترنت به آمریکا را مسدود کند و به‌طورکلی با ابلاغ به سرویس‌دهنده‌های عمده اینترنت جهان یاهو، گوگل و ...، سرویس‌دهی آن‌ها را متوقف نماید. این قسمت از لایحه ازنظر فنی و سیاسی بیشترین بحث‌ها را تاکنون در پی داشته است. کارکرد kill switch بدین‌صورت است که در مقیاس کوچک، در صورت وجود احتمال حمله سایبری، دولت آمریکا ارتباط یک زیرساخت – مانند نیروگاه- با شبکه جهانی را به‌طور کامل قطع خواهد کرد و یا تمامی ورودی‌ها و خروجی‌های آن را به‌طور کامل رصد کرده و کنترل می‌نماید.

 این بخش از این قانون انتقادات فراوانی را در آن سال برانگیخت، چرا که منتقدین و کارشناسان فضای سایبر این اقدام آمریکا را، مصادره کنترل اینترنت دانسته و این قانون، اینترنت جهانی را دارایی ملی ایالات‌متحده فرض می‌کرد.

 

دشمن تراشی، مهم‌ترین دستاویز آمریکا برای طراحی کلید قطع اینترنت

 

آمریکایی‌ها، همواره به دنبال بهانه‌ای برای توجیه اقدامات خصمانه خود علیه سایر کشورها بوده‌اند. به‌عبارت‌دیگر، اقدامات آمریکا در دنیا و نظر اذهان عمومی، آن‌قدر غیرقابل‌توجیه و غیرمنطقی است که سران این کشور، باید بهانه‌ای برای جلوگیری از افول مقبولیت خود نزد متحدان پیدا کنند.

به‌تازگی ایالات‌متحده از رؤیای خود مبنی بر تلاش برای شکل‌گیری شورای امنیت سایبری پرده برداشته است و از هیچ تلاشی هم برای این موضوع فروگذار نمی‌کند. این کشور در تلاش است با تهدید نشان دادن کشورهایی نظیر ایران، چین، روسیه و کره شمالی، جهان را متقاعد کند که باید در زمینه مقابله با تهدیدات سایبری، با یکدیگر متحد باشند. پیش‌ازاین، آمریکا این اقدام را در زمینه چین آغاز کرده بود.

سناتور لیبرمن از تدوین‌کنندگان "قانون حمایت از فضای سایبری به‌عنوان دارایی ملی"، در آن زمان با بهره‌گیری از تبلیغات بسیار گسترده، اینترنت را برای کاربران، مکانی خطرناک توصیف می‌کردند که دشمنان می‌توانند با استفاده از فضای صفرو یک، تهدیدات امنیتی فراوانی را متوجه امنیت کشور کنند.

 یکی از دستاویزهای اصلی تهیه‌کنندگان این لایحه، حملات سایبری کاربران چینی بود. در آن زمان مقامات آمریکایی ادعا می‌کردند روزانه میلیون‌ها حمله سایبری، علیه آمریکا صورت می‌گیرد که ۹۸ درصد آن‌ها از چین سازمان‌دهی می‌شود و برای مقابله با این حملات، باید امنیت را به فضای سایبر بازگرداند.

سناتور لیبرمن در این خصوص به سی‌ان‌ان گفت: «رئیس‌جمهور و دولت، هیچ‌گاه اینترنت را تسخیر نخواهند کرد.» لیبرمن در مورد اینکه آیا طرح او و کالینز با آزادی‌های مدنی مغایرتی ندارد، اظهار داشت: «یک حمله سایبری به آمریکا می‌تواند همچون یک حمله نظامی، یا حتی فراتر از آن، به بانک‌ها، ارتباطات، اقتصاد و حمل‌ونقل ما آسیب برساند.»

وی برای توجیه این قانون، به اختیاراتی که دولت چین در زمینه اینترنت دارد، اشاره کرد و اظهار داشت: «دولت چین می‌تواند در وضعیت جنگی بخش‌هایی از اینترنت خود را قطع کند، ما نیز می‌خواهیم چنین امکانی را در اینجا داشته باشیم.»

این اولین بار نبود که ایالات‌متحده آمریکا، از موضوع استفاده از حملات نظامی برای پاسخ به تهدیدات سایبری استفاده کرده بود. به‌تازگی نیز سناتور جان بولتون، مشاور امنیت ملی دولت ترامپ، ادعا کرده است که این کشور، بنا دارد به حملات سایبری به زیرساخت‌هایش، به هر نحوی که بتواند پاسخ بدهد و حتی بهره‌برداری از حملات نظامی را نیز در دستور کار دارد.

اصل پنج ناتو نیز که در حدود دو سال گذشته تصویب شد، بر این موضوع تأکید دارد که کشورهای عضو این پیمان، مجاز خواهند بود برای دفاع از خود در برابر تهدیدات سایبری، از هر ابزاری که می‌توانند استفاده کنند و حتی به‌کارگیری تسلیحات نظامی نیز در این زمینه مشروع خواهد بود.

 

آمریکا از ایجاد یازده سپتامبر سایبری، هراس دارد

 

با توجه به افزایش مطرح‌شدن تهدید چین به‌عنوان پایگاه حملات سایبری به آمریکا و باوجود پیشینه حملات یازده سپتامبر و آغاز جنگ‌افروزی آمریکا برای برقراری نظم نوین جهانی، این احتمال که حملات سایبری پردامنه علیه زیرساخت‌های آمریکا طراحی و اجرا شود دور از ذهن نبود.

باوجود تأکید آن زمان مقامات پنتاگون بر آسیب‌پذیر بودن شبکه برق آمریکا و ایجاد هراس از خاموشی سراسری در صورت بروز حملات سایبری، طراحی یازده سپتامبر سایبری از جمله پیش‌بینی‌های سیاستمداران و کارشناسان بود. این پیش‌بینی، بعد از حمله سایبری سال‌های ۲۰۱۵ و ۲۰۱۷ به نیروگاه برق اوکراین، به کابوس آمریکایی‌ها تبدیل شد.

آن‌ها همواره این نگرانی را ابراز کردند که به دلیل وجود شباهت در سامانه‌های نیروگاهی آمریکا و اوکراین، هرلحظه این امکان وجود دارد که نیروگاه‌های آمریکا نیز هدف حمله سایبری قرار بگیرد و آن‌ها باید از توانایی‌های خود برای دفاع از زیرساخت‌های حساس و حیاتی استفاده کنند.

بااینکه بر اساس آخرین خبرها، "کلید قطع اینترنت" از آخرین لایحه امنیت سایبری حذف شد ٬ اما کاخ سفید ادعا می‌کرد که بنا بر قانون ۱۹۳۴ که منجر به شکل‌گیری "کمیسیون ارتباطات فدرال" شد، رئیس‌جمهور آمریکا همچنان قادر به دخالت در شبکه جهانی اینترنت خواهد بود.

 بنابراین قانون، در صورت بروز "هرگونه شرایط اضطراری یا بحران یا خطری که ملت را تهدید کند"، رئیس‌جمهور دارای "حق استفاده یا کنترل هرگونه ... پایگاه یا وسیله‌ای" است. باوجوداینکه جنبه‌های بحث‌برانگیز از این لایحه حذف شد٬ این لایحه همچنان دربرگیرنده مفاد بسیاری بود که قدرت گسترده‌ای به رئیس‌جمهور به نمایندگی از دولت فدرال می‌داد.

 یکی از مفاد این لایحه، این قدرت را به وزارت امنیت داخلی آمریکا می‌داد تا از شرکت‌های خصوصی در بخش‌های خاصی ارزیابی احتمال خطر به عمل آورد و آنان را مجبور به پیروی از فرمان‌های گسترده جهت ایمن‌سازی دستگاه‌هایشان کند.

 

کلید هفت مرحله‌ای قطع اینترنت

 

برخی ادعا می‌کنند که به‌جز Kill Switch، کلید قطع دیگری برای قطع شبکه جهانی وجود دارد که از هفت کلید یا کارت هوشمند تشکیل شده و در دست گروهی هفت‌نفره از بریتانیا، ایالات‌متحده، بورکینافاسو، ترینیداد و توباگو، کانادا، چین و جمهوری چک است. برای فعال کردن این کلید باید پنج عضو از هفت عضو در پایگاهی در آمریکا گرد هم آیند تا کل سیستم را restart کنند.

 این کلیدها درواقع کارت‌های هوشمندی هستند که هر یک دربرگیرنده بخشی از کلید اصلی DNSSEC است. این برنامه امنیتی زیر نظر"شرکت اینترنتی نام‌ها و شماره‌های واگذارشده" یا به‌اختصار "آیکان" (ICANN) اداره می‌شود. این شرکت یک گروه نظارتی است که به یک سیستم امنیتی دسترسی دارند٬ سیستمی که جهت محافظت از کاربران در برابر کلاه‌برداری‌ها و حملات سایبری طراحی شده است. البته تاکنون سند متقنی برای اثبات این ادعا یافت نشده است و نمی‌توان به‌صورت قطعی آن را رد یا تائید کرد.

 

 

بدعت جدید در روابط بین‌الملل، پاسخ نظامی آمریکا به تهدیدات سایبری

 

یکی دیگر از اقدامات آمریکا در راهبرد "استراتژي بین‌المللی براي فضاي سايبر" پاسخ به حملات سایبری است. بر اساس این راهبرد، مسئولیت حفظ امنیت سایبری و شبکه‌های دولتی به پنتاگون واگذار شد. طبق این دستورالعمل که باراک اوباما آن را امضا و ابلاغ کرد، هرگونه اقدام تخریبی علیه سامانه‌های این کشور، اقدام جنگی محسوب شده و نیروهای آمریکایی مجاز خواهند بود با حمله نظامی به کشور مبدأ حملات و یا محل اقامت گروه حمله‌کننده، پاسخ دهد.

البته طی سال‌های گذشته آمریکا و هم‌پیمانانش، هنوز نتوانسته‌اند برای این موضوع، راهکار قابل قبولی پیدا کنند و جهان را در این زمینه با خود همراه کنند. ابهامات گسترده‌ای دراین‌بین وجود دارد که مهم‌ترین آن‌ها، معیارهای تشخیص یک حمله سایبری و تعیین آن به‌عنوان مصادیق اقدام جنگی است.

جهان سایبری دنیای پیچیدگی‌ها و ابهامات است و همین مسئله، سبب شده است کشورهای متخاصم، روی به سوءاستفاده از ابهامات بیاورند. تعیین منشأ یک حمله سایبری، گروه سازمان دهنده حمله، حامی یا حامیان احتمالی و بسیاری از این سؤالات، مواردی است که آمریکا را در استفاده از راهبرد نظامی یا هر اقدام دیگری علیه کشورهایی که به ادعای او، به زیرساخت‌های ایالات‌متحده حمله سایبری می‌کنند، ناکام گذاشته است.

تنها حرکتی که این کشور موفق به انجام آن شده است، تحریم برخی کشورها و افراد در این زمینه است که البته در این اقدام نیز، آمریکا یک‌تنه به میدان ورود کرده و تاکنون نتوانسته است اقدام مؤثری انجام دهد.

 

تلاش آمریکا برای حفظ ارکان امنیت ملی در برابر تهدیدات سایبری

 

ایالات‌متحده آمریکا، به‌عنوان اصلی‌ترین تولیدکننده و منتشرکننده حملات مخرب سایبری در سطح جهان، از تعدی به امنیت ملی خود، به‌شدت هراس دارد. این تعدی، می‌تواند جنبه‌های مختلفی داشته باشد و به‌صورت آشکار یا پنهان انجام شود. تعدی آشکار، به‌مثابه یک حمله نظامی است و مقابله با آن، به‌راحتی امکان‌پذیر است.

اما ورود پنهانی به زیرساخت‌های آمریکایی، به‌راحتی قابل‌شناسایی نیست و همین مسئله، مقابله‌به‌مثل را نیز سخت می‌کند. به نظر می‌رسد محدوده امنیت و تأمین آن، امروزه از مرزهای فیزیکی فراتر رفته به فضای مجازی و سایبر رسیده است. دولت‌ها در شرایطی که امنیت ملی خود را درخطر ببینند، تمام راه‌هایی را که امکان خدشه وارد شدن به امنیت از طریق آن وجود دارد، مسدود خواهند کرد. دولت آمریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده و حرکتی را که از حدود دو دهه پیش برای امنیتی کردن فضای کشور و القای ذهنیت ترس و در معرض حمله بودن به افکار عمومی آمریکا آغاز کرده، با بسط آن به فضای سایبر ادامه می‌دهد. نگرانی‌های موجود از اجرای این طرح به یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و عدم پایبندی این کشور به موازین بین‌المللی بازمی‌گردد. این‌که آمریکا چه اقدامی را در فضای سایبر مستحق پاسخ نظامی بداند و یا چگونه می‌توان از صحت ادعاهای آن‌ها مبنی بر انجام حملات از کشوری خاص اطمینان حاصل کرد، همگی از نقاط قانون است که با توجه به پیشینه سیاه آمریکا، اماواگرهای بسیاری را به دنبال دارد.

 

 Kill Switch، مخالف هم دارد

 

البته این فرضیه یک‌جانبه و ظالمانه ایالات‌متحده، مخالفانی هم در زمان خود داشت که برخی از مخالفان، این فرضیه را ناممکن و برخی دیگر آن را دور از عقل می‌دانستند. پل کوشر، مدیر و دانشمند ارشد مرکز پژوهشی رمزنگاری و یکی از مهندسان پروتکل SSl 3.0 که در زمینه امنیت سابقه‌ای طولانی دارد، در آن زمان، بر این باور بود که این فرضیه «از یک‌سو بی‌معنی و از سوی دیگر غیرعملی و وحشتناک است.»

او در سخنانی در این زمینه گفت: «کلید قطع اینترنت، یک سلاح بی‌فایده است. شبکه‌هایی مانند اینترنت در انجام بسیاری از امور نقشی حیاتی دارند. اگر زمانی با یک کلید قطعش کنید منجر به صدمات جبران‌ناپذیری خواهید شد و بعید بدانم اصلاً از این کار منفعتی ببرید. شاید من زیادی بدگمان هستم، اما برداشت من این است که این فرضیه ریشه در تکنولوژی هراسی دارد. من به شما قول می‌دهم اگر چنین امکانی وجود یابد، هر هکر نوجوانی سعی خواهد کرد که سر در آورد چگونه آن را فعال کند. پرسشی که پیش می‌آید این است که آیا اصلاً شرایطی وجود دارد که کسی بخواهد کل اینترنت را قطع کند؟. بنا به دلایل فنی و سیاسی، هیچ لایحه‌ای مشابه با یک کلید قطع اینترنت هرگز به امضا نخواهد رسید.» ربکا یشکی، از اعضای پیشین بنیاد مرز الکترونیک نیز از جمله مخالفانی بود که این فرضیه را غیرعملی می‌دانست.

پروفسور دیوید اگرت، عضو بخش کامپیوتر دانشگاه نیو هون نیز این فرضیه را رد کرد و گفت: «از منظر عملی، خاموش کردن کل اینترنت امکان‌پذیر نیست. می‌توان برخی از شاهراه‌های ترافیک شبکه را بست. می‌توانید بگویید که بسیار خب، دولت می‌خواهد اکثر رایانه‌هایش بر روی یک شبکه را قطع کند. تازه اگر فرض را بر این بگذاریم که همه افراد داخل سیستم همکاری‌های لازم را انجام دهند.»

 

درنهایت می‌توان به این موضوع اشاره کرد که مسدودسازی اینترنت به روی کاربران یا قطع اینترنت یک کشور خاص، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان جهان، موضوعی نیست که ایالات‌متحده بتواند آن را به‌صورت صددرصدی اجرایی نماید، اما مسئله‌ای که می‌توان آن را با قطعیت بیان کرد، این است که این کشور، قطعاً برای ادامه سلطه گری بر فضای سایبری، دست به هر کاری خواهد زد و این می‌تواند به معنای تلاش برای ایجاد اختلال در اینترنت بین‌المللی باشد.

قطع اینترنت، حربه آمریکا برای اعمال فشار بر سایر کشورهاست و بومی‌سازی بخشی از زیرساخت‌های سایبری، باطل‌السحر این حربه آمریکایی است. گرچه نمی‌توان مدعی شد که اینترنت، قابلیت بومی‌سازی صددرصدی دارد چراکه اساساً این بستر، ابزار ارتباط با دنیای بیرون از مرزهاست، اما کاهش وابستگی به زیرساخت‌های خارجی، می‌تواند هدفی والا برای کاهش فشار احتمالی ایالات‌متحده باشد.

 

۴۹